تبلیغات
دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

هرگونه کپی کردن.اقتباس.انتشار تمام یا بخشی از محتویات این سایت به هرشکل ممنوع و قابل پیگیری قضائی است

افتخار دودمان آیت اللهی یزدی است که ...





افتخار دودمان آیت اللهی یزدی است که ...

همانطور که از صدر اسلام تا ذیل اسلام مکاتبی متفاوت و از همه مهم تر مکتب شیعه و آنگاه از صدر شیعه تا ذیل شیعه مکاتبی متفاوت و از آنجمله مکتب اصولی ( شیعه دوازده امامی ) به وجود آمده است در همین مکتب شیعه دوازده امامی که آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی از نخستین پرچمدارانش بوده است نیز دکترین ها یا مکاتبی مختلف سربر آورده است که برخی چون مکتب امام خمینی (ره) تدوین شده به کتابخانه ها راه یافته اند و برخی دیگر باری به هر تقدیر ادامه ای دارند.
مکتب آخوند ملٌا اسماعیل با وجود مستندات موجود تدوین نشده است .
مکتب حاج میرزا علیرضا شریف یزدی ، جانشین جوان و بلافصل آخوند ملٌا اسماعیل ، نیز که گویا نخستین مکتوبش توسط اعضاء قدرتمند یک فرقه در آن روزگار جمع آوری و محو شده است ، پس از آن با وجود مستندات کافی مدوٌن نشده است .
آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی که در نیمه دوٌم حیاتِ بسیار پر برکت خود در راس امور شرعی یزد ( و برخی از نقاط کرمان ، جنوب خراسان ، و... ) قرار داشته اند ؛ چندان معتقد به مکتوبات نبوده اند ؛ نوشته هایشان را چاپ و منتشر نکرده اند ؛ به آیات تحت تدریس خود ، به این دلیل که مردم باید شما را قبول داشته باشند و نه فقط من ، مجوٌز اجتهاد نمی داده اند ؛ و مکتب ایشان نیز که گویا قرار بوده است توسط فرزندشان آقا سید جواد تدوین شود با شهادت آقا سید جواد در جنگ روحانیان کربلا برعلیه لشکر انگلیس نا فرجام مانده است .
چرا ما امروز به یاد دکترین ها و از جمله دکترین آقا سید یحیی افتاده ایم ؟
- چون ایشان رحلت حضرت رسول را در اولویت عزاداری ها می دانسته اند و تا اواخر عمر خود در آن روز ، همچنان که در شب وفات امیر مؤمنان و شب عاشورا ، به منبر می رفته اند .
بنا به این سنٌت ، پس از ایشان آیت الله ثقة الاسلامی ، حجة الاسلام آقا شیخ احمد علومی ، حجة الاسلام آقا سید احمد مدرس ، و حجة الاسلام آقا سید محمد آیت الله نیز در این روز در بزرگترین مجامع عزاداریِ شهر حضور می یافته اند .
آقا شیخ غلامرضا کوچه بیوکی نیز در اواسط دهه 1340 در مقام شیخوخیت روحانیان یزد و طبس در بزرگترین مجلس حضور می یافتند تا نوبت برسد به حجت الاسلام شهید محمد صدوقی که در حرمت نهادن به رسول الله و مردمداری خود شهره یزد و تا حدودی تمام ایران بوده اند و...
... هیچگاه اجازه نداده اند که افکار و عقاید عوام از هر قشر و مسلک بر اسلام راستین و سلسله مراتب حقیقی آن چیره شود .
عزاداریهایتان قبول . التماس دعا 



  • نظرات() 
  • روحیه بسیج خدمت به مردم است و نه طلبکاری از نظام






     

    آیت الله آقاسید محمد جواد آیت اللهی

    امام جمعه موقت یزد . در نماز جمعه پنجم آذر 1395 :

     روحیه بسیج خدمت به مردم است و نه طلبکاری از نظام ؛ و کسانی که در راس کار هستند باید بدانند که بدهکار به مردم هستند و همواره باید به این نظام خدمت کنند.



  • نظرات() 

  • .

    امروز و پس از قریب به چهل سال تحقیق برای نویسنده ی این سایت تقریبا" محرز است که آیت اللهی های یزدی از احفاد ندر بیک ، پدر بزرگ نادر شاه افشار می باشند ؛ امٌا بعید می داند که نسب از رضاقلی خان ، پسر نادرشاه ، ببرند و بیشتر به رسیدن نسب این طایفه به پسر عمٌه نادر شاه ، که گویا در عین شجاعت ، مردی بسیار مصلح ، مؤمن و مردمدوست هم بوده است ، گمان دارد ؛ که به این ترتیب نادر شاه خالو بزرگ سرسلسله آیت اللهی های یزدی به شمار می رود . 

    امروز ، دوٌم آذرماه 1395 هجری خورشیدی

    سیصد و بیست و هشتمین سالروز تولٌد 

    منجی بزرگ ایران و ایرانیان

    نادرشاه افشار

    مبارک باد



  • نظرات() 
  • مراسم یاد بود اربعین حسینی در شهر یزد

    مراسم یاد بود


    اربعین حسینی (ع)

    در شهر یزد

    درحضورآیت الله آقاسیدجواد آیت اللهی وامام جمعه محترم یزد




    ,
    //




  • نظرات() 
  • رودی از دل های پاکِ پر نوید

    .

    .
    .

    می روید و می روید و می روید

    رودی از دل های پاکِ پر نوید

    سیل جوشان ، بس خروشان ، خوشنوا

    این دل من نیز با خود می برید

    بس زلال است هرچه دل در این ره است

    اطلس و آرام گو آمد پدید

    کاین دلیل است و بهانه یا ز عشق ،

    جمله ایمان خدا هست این : برید

    کای بنی آدم خدائی هست و او

    قدرتی دارد که هرگز کس ندید

    کی گمان بردیم این سیل عشاق

    همچو دریائی ز ایمان را که دید ؟!

    خلق را حسٌی است از ذات وجود

    بیم آن عقل از سر کافر پرید

    لشکر فرعون و نمرود ش چه باک

    بس شیاطین که ز کین جامه درید

    وین همیشه هست و سرمایه به ماست

    بارالها عبد خود را کن عبید

    علیرضا آیت اللهی 29 آبان 1395 . تهران




  • نظرات() 

  • می دانید ؟ . من درست می دانم ؟ . اشتباه نمی کنم ؟

    بین 1335 تا 1340 و تا حدودی هم تا حوالی 1345 جلسات فامیلی آیت اللهی ها رونق داشت و از طرف دیگر رفت و آمدهایشان هم گرم بود . پدرم که در اکثر قریب به اتفاق این میهمانی ها شرکت داشتند دوست نداشتند که تنها در آنجا حاضر شوند . برادر بزرگم به دلیل مسائل درسیشان و به خصوص تحصیل در دانشسرای مقدماتی یزد ( که شبانه روزی بود ) نمی توانستند ایشان را همراهی کنند و بنابر این بنده ی کودک - نوجوان و بعدا" جوان تقریبا" همه جا در معیت پدرم بودم .
    یک شب دونفر از مسن تر های فامیل در باره موضوعی سرنوشت ساز که بسیار به زیان آیت اللهی ها تمام شده بود صحبت می کردند و من بسیار کنجکاو سر در نمی آوردم . پدرم که کنجکاوی مرا دیدند فرداشبش نقل کردند :
    داستان مربوط به محمد علی شاه است که مشروطیت و مشروطه خواهان را قبول داشته است و به هر نحوی با مجلس شورای ملٌی کنار می آمده است . امٌا در مجلس که برخیشان حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته اند ، برخی فقط به منظور منافع شخصی کار می کرده اند و چه بسا برخی از « آلت دست ها » ... فضائی معلوم نیست متاثر از کجا حاکم بوده است که محمد علی شاهِ تحصیلکرده ، باهوش و در عین حال بسیار اقتدار طلب ، شکٌاک و خشن را به خصوص نسبت به توطئه ی طرفداران ظلٌ السلطان در اصفهان و یزد و ... برعلیه خود به شدٌت بد گمان ساخته است  . توسط حکام خود در ایالات و ولایات به بزرگان این نواحی پیغام داده است که « وحدت » و « استقلال کشور » در خطر است و اگر طرفدارار وحدت و استقلال کشور اند آیا از وی حمایت می کنند ؟ . گروهی از ایشان و از جمله روحانیان یزد نیز پس از تشکیل جلسه ای مشورتی حمایت خود را از وحدت و استقلال ایران اعلام می دارند ؛ غافل از آنکه دشمن اصلی نه در داخل ، بلکه در خارج است و بادرست کردن ماجراهائی پیاپی و تحریکات عصبی و فوق عصبی ابتدا خلق و خوی محمد علی شاه را ، که حال تحت تاثیر تربیت روسها هم بوده است ، شکٌاک تر و خشن تر می کند ؛ پس از آن راه ارتباطات بین مرکز و مراکز ایالات و ولایات را عملا" سد می کند و با پیغام هائی جعلی و نمایندگان بیسواد و بعضا" طمٌاع و خودپرستی که حکم بزرگترین جواهرات را برایش داشته اند تقریبا" همه ی ملٌت را برعلیه اقتدار محمد علی شاه که متاسفانه در آن شرایط همان اقتدار کشور ایران بوده است بر می گرداند و نهایتا" هم کودکی 12 ساله را به نام احمد شاه ، و پس از وی رضا شاه را به سلطنت می رساند ؛ و :
    وحدت کشور از هم میپاشد ، قرار داد تحت الحمایگی با روس و انگلیس امضاء می کند و از حکومت مذهب به شدٌت می کاهد .
    رضا شاه از یزد به دلیل سیاستمداران کهنه کارش ، به خصوص سیدعلی طباطبائی و فرزندش سید ضیاء الدین طباطبائی ، دلی خوش نداشته است . از حوزه علمیه یزد هم در این باره گرچه فقط از آرامش و امنیٌت ، وحدت ملٌی و استقلال ایران و این هم با تصمیمی گرفته شده قبل از پرخاشگریها و خشونتگرائی های محمد علی شاه ، حمایت کرده بوده اند به بهانه ی حمایت از ادامه ی سلطنت قاجاریان ! کینه به دل گرفته است. حکٌام و عمٌال رضاخانی از 1303 تا چند سال ، و با وجود آنکه در باطن یزدی ها و آیت اللهی ها خود از مخالفان و ضربه دیدگان سلطنت قاجاریان بوده اند همیشه در جهت تضعیف یزدی ها و تضعیف دودمان آیت اللهی یزدی ، که حتی سابقه ی حمایت از رقیب یزدی رضا شاه که سید ضیاء الدین طباطبائی باشد ، نداشته اند کوشیده اند . اصل این است که رضا شاه ، با همه ی تظاهراتی که به دینداری می کرده است ، دین اسلام و متدینیین واقعی را قبول نداشته است ... و لابد هرضربه ای که برعلیه استبداد و اسلامستیزی خود از یزد و هر یزدی می خورده است متوجٌه آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی ، که در راس امور دینی یزد بوده اند ، و برخی دیگر از روحانیان و بزرگان یزد می دانسته است .
    از اینجاست که فقط یکی -دوسال پس از عزل محمد علی شاه ، ازبین رفتن اقتدار حکومتی ایران ، هرج و مرج ناشی از کشاکش های بین نمایندگان مجلس و مجلس و سلطنت ، مذهب شیعه ی دوازده امامی و بنابر این حوزه علمیه یزد در هر آن و هر زمان خود را در خطر فروپاشی می دیده است .
    اگرچه رندان پهلویچی و رندانی پس از آنان ، برخی از اسناد مهم یزد را از بین برده اند امٌا :

     « اگر مسلمان نیستیم لااقل آزاده باشیم » :

    تاریخ را درست بنویسیم ! .

    این روزها  107 سال از تاریخ عزل محمد علی شاه ( در روز اوٌل آذر 1288 شمسی ) می گذرد و تاریخ همچنان مبهم است و گنگ .



  • نظرات() 
  • حاج محمد آقا آیت اللهی در نصر آباد تفت یزد

    امامزاده سید ابو القاسم نصر آباد

    حاج محمد آقا آیت اللهی در نصر آباد تفت یزد

    امروز نصر آباد تفت ، در فاصله ی 60 کیلومتری جنوب غربی شهر یزد ، شهری بزرگ با قریب به شش هزارنفر جمعیت است ؛ و صرفنظر از موقعیت مقبول عمران و آبادی ؛ مهد فرهنگ و ادب ناحیه به شمار می رود چنانکه از آنجا نخبگانی از جمله گوینده مشهور رادیو - تلویزیون - بازیگران و هنرمندانی مشهور (1) - شاعری مشهور چون ابوالفضل زروئی نصر آبادی -  پزشک و استاد مشهور دانشگاه و حتی متخصصان عالیرتبه ی هسته ای برخاسته اند . امٌا در سال 1342 که محل فعالیت آموزشیِ حاج محمد آقا آیت اللهی در آن محل بود روستا تلقی می شد و ایشان به عنوان معلم مامور خدمت در روستا ، مبتنی بر از یکطرف تجربه اندوزی و از طرف دیگر انتقال فرهنگ ظاهرا" پیشرفته تر شهری به آن خطه ، انجام وظیفه می کردند ؛ امٌا در روستائی که :

    -سنگ نگاره های ده هزارساله دارد .
    - چناری به عمر 1200 ساله
    - نهصد سال است که دارای مسجد جامع بود ه است .
    - برخی از عرفا از آنجا بوده اند .

    - امامزاده آقا سید ابوالقاسم در آنجا شاهدی بر قدر و منزلت تشیع در منطقه است .
    - لااقل از اواخر عهد قاجاریان دارای یک مکتبخانه ( حوزه علمیه ؟ ) بوده است .
    - قدمت روستا و ریشه داری فرهنگ اسلامی در آنجا به حدٌی بود که امثال آیت الله آقا شیخ محمد هادی آیت اللهی ، ابن عبدالرحیم بن ابراهیم بن حسین بن مفید نصر آبادی از آنجا برخاسته اند
    - در طول سال بزرگانی روحانی چون حجت الاسلام آقا سید مهدی آیت اللهی ، و گاه حجت الاسلام حاج سید علی آقا آتشی ( داماد حاج شیخ جلال الدین ) در آنجا سکنی داشتند .
    - در طول تابستان بزرگانی دیگر به روحانیان روستا اضافه می شدند که از آنجمله بودند آیت الله العظمی حاج شیخ جلال الدین آیت اللهی - حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ اسدالله آیت اللهی از فرزندان آقا شیخ محمد هادی ؛ و... (2)
    - و سلسله نسب روحانیتی در آنجا به حدٌی اهمیت داشت که در ردیف شهرهای بزرگ استان یزد محسوب می شد ؛ و پس از انقلاب اسلامی 1357 روحانیانی بزرگ چون حجت الاسلام والمسلمین آقا سید اسدالله آیت اللهی و آیت الله آقا سید نور الله آیت اللهی به سمت امام جمعه آنجا منصوب شدند .

    (1) آقای روح الله مفیدی نصر آبادی در سال 1336 ، در دبستانی که آن زمان دبستان چهار منار نامیده می شد ،مربی هنری مدیر این سایت در فعالیهای فوق برنامه دبستان بوده اند .
    (2) گفته می شد که در تابستان 1300 شمسی به دلیل مهاجرت و مسافرت علمای نصر آباد آقا سید اسدالله خطیب زاده ، پدر بزرگ مادری حاج محمد آقا آیت اللهی و باجناق حجت الاسلام آقا سید مهدی آیت اللهی ، امامت مسجد اصلی نصر آباد را برعهده داشته اند .





  • نظرات() 
  • نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 4


    نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 4

    این فرض همیشه مطرح بوده است که دست اندرکاران ادب و ادبیات را معمولا" کسانی تشکیل می دهند که :
    - زادگی دارند و بنابر این ادب در ژن یا باصطلاح در خون آنها است
    - از خانواده روحانی - مذهبی - و به طور کلٌی اهل ادب ( رفتار پسندیده ) هستند
    - تربیت خانوادگی بهتری دارند
    - خواه نا خواه به سوی تحصیلات ادبی کشیده می شوند
    - در نوجوانی و جوانی با ادب و ادبیات عجین می شوند
    - و با داشتن چنین شخصیتی خواه نا خواه مروٌج ادب و ادبیات شده در آموزش غیر رسمی و رسمیِ ادب و ادبیات می کوشند
    - و بنابر این اعتتقاد راسخ به ادب و ادبیات ، پشتکاری قابل توجٌه در آموختن به دیگران دارند
    - و جنین اشخاصی در آموزش به کم ادب ترین و بی فرهنگ ترین افراد جامعه بسیار بهتر عمل می کنند
    گذشته از مقتضیات و مقررات اداری آموزش و پرورش که در آن زمان فرهنگ نامیده می شد آنچه که گفته شد در مرحوم حاج محمد آقا آیت اللهی ، سایر آیت اللهی های دانشسرائی و امثالهم جمع بود و نه تنها به منظور کسب تجربه بیشتر یا هر دلیل دیگری در نخستین ماموریت خود به روستاهای دور افتاده اعزام می شدند بلکه در واقع سفیر فرهنگ و ادب کشور در محل خدمت خود به شمار می رفتند ؛ فرهنگ و ادب ملٌی را به جامعه محل خدمت خود منتقل می کردند و دربرابر از صداقت ، محبٌت و سایر خصایص روستائیان نیز بهره مند شده در ایجاد وحدت فرهنگ و ادب شهر و روستا و انسجام فرهنگی - اجتماعی - سیاسی کشور سهمی قابل توجٌه می یافتند .
    سهم دودمان آیت اللهی یزدی در این گسترش فرهنگ و ادب در ناحیه یزد کم نبوده است که بخشی از آن به روحانیان اعزامی به روستاها در ماه های محرم و رمضان می رسیده است و بخشی از آن نیزتوسط آموزگاران جدید اعزامی به روستا ها تحقق می یافته است .
    نخستین محلٌ خدمت آموزگاری حاج محمد آقا آیت اللهی در مزرعه ی آخوند یزد بود که دلیل انتخاب دوطرفه آن نزد ایشان و اداره فرهنگ یزد از جمله دو موضوع دودمانی بود :
    - مزرعه آخوند که منظور از آخوند همان آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، سرسلسله دودمان است به نوعی میراث فرهنگی آیت اللهی ها محسوب می شد
    - در خدمت به خلق ، حتی خدمت به کلٌ بشریٌت هم یک امتیاز است منتهی هرچه که به نزدیک ترین ها باشد خود به نوعی صله رحم هم محسوب می شود و تعدادی از دانش آموزان مزرعه آخوند از احفاد شخص ملٌا اسماعیل می باشند که خوشبختانهامروز برخی از آنان به مقاماتی قابل توجٌه در یزد و بعضی از آنان گویا به مقامی در سطح وزارت در جمهوری اسلامی ایران رسیده اند .
    با اینهمه خدمت در روستاهای آن روزگار یزد برای زادگان و بزرگشد گان شهری در سخت و در واقع به نوعی « ایثار » بوده است ....
    خدمت بعدی ایشان در نصرآباد تفت بوده است
    (ادامه دارد )



  • نظرات() 
  • نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 3


    نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 3

    دانشسرای مقدماتی یزد درآن دوره ( حوالی 1330 - 35 ) واقعا" یک نهاد تربیت و ادب و در عملکرد خود « نمونه » بود ؛ و جا دارد که فارغ التحصیلانش در آن باره شرحی لااقل توصیفی داشته باشند و نه نگارنده ی این سطور که حتی آدرس آن را نمی دانست و اگر توصیفی در باره آن بیاورد فقط بنا به  شرحی است که در آن زمان حاج محمد آقا آیت اللهی برای برادر کوچکتر خود تعریف کرده اند و آن نیز در حدٌ حافظه :
    - مدیر دانشسرا آقای حسین فخر الدینی و ناظم آن آقای علی آیت اللهی بودند ؛ که امور تربیتی بیشتر بر عهده ی شخص ایشان بود (1) .
    - دانشسرا قاعدتا" شبانه روزی بود و بنابر این چون یک اردوگاه تربیتی حتی گاه نزدیک به یک پادگان نظامی ...
    - نخبه ترین و مجرب ترین دبیران یزد نه فقط در دبیرستان ایرانشهر ، بلکه حتی بیش از آن در دانشسرای مقدماتی نیز تدریس می کردند ؛ چرا که در آنجا مربیان آینده ی جامعه را تربیت می کردند و آموزش می دادند .
    در انتخابِ دانش آموزان که با انتخاب شدن « دانشسرائی » نامیده می شدند عامل نا نوشته ای هم بنام « زادگی » وجود داشت به این معنی که از خانواده و قوم و طایفه ای فرهنگی تر بوده باشند که به این ترتیب :
    1 - با تربیت خانوادگی خود کار تربیت در دانشسرا را تسهیل می کردند ؛ و از این نظر فرزندان روحانیان ، دبیران و مدیران و آموزگاران آموزش و پرورش و امثال ایشان اولویتی می یافتند . 
    2 - چون فرهنگ و ادب  نسل اندر نسل در وجودشان نهادینه شده بود عمق بیشتری داشت و در هیچ موردی فراموش نمی شد .
    و ...
    و همین امر سبب شده بود که تقریبا" در هر دوره تعدادی از دودمان بسیار پر جمعیت آیت اللهی یزدی در دانشسرای مقدماتی یزد مشغول باشند 
    ... و باز همین عامل سبب شده بود که در انتخاب آموزگاران مستعد و مستحقِ ادامه تحصیل در دانشگاه تربیت معلم تهران نیز تعدادی از آاین دودمان حضور داشته باشند اگر چه گفته اند یکی - دونفر از ایشان که در رشته هائی از علوم تجربی بوده اند جنبه هائی سیاسی به مفهوم علاقه ای بیشتر به نظام شاهنشاهی هم داشته اند ( فقط یکی - دو یا حد اکثر سه نفر که به قولی برادر نیز بوده اند ) .

    (1) خواهشمند است اگر اشتباهاتی دارم تذکر فرماتید تا ضمن تشکر و امتنان از این لطف شما آن را تصحیح کنم .



  • نظرات() 
  • نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 2

    نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (9) - 2

    ادب به معنی ، یا مترادف با تربیت ، نزد بزرگترین کودک خانواده از آنجا مهمترین است که قاعدتا" از وی به کوچکتر ها منتقل می شود . نخستین بخش از این ادب  به مصداق « از محبت خارها گُل می شود » مهر ورزی و محبت به دیگران است که طبیعتا" بین کودکان خانواده وجود دارد امٌا در قلمرو ادب و تربیت میبایست تقویت شود و مبادا تحت تاثیر حسادت یا پرخاشگری یکی یا همه شان به مسیری منفی بیفتد ؛ و در این خصوص محبت میان خواهر بزرگشان با ایشان مثال زدنی بوده است (3) .
    موضوع دیگر همکاری و مشارکت در امور منزل بود که ایشان علاوه بر منزل خودمان به امور منزل مادر بزرگم نیز کمک می کرد و از آنجمله بود تغارک خمیر پرهیزانه ای که هرروز ایشان آماده می کردند و محمد آقا پس از بازگشت از مدرسه حدود ساعت 11:30 ابتدا آن را نزد نانوا می برد تا بپزد و بعد از آن به خانه خود می رسید . در کارهای دیگر نیز بنا به تربیت و ممارست و محافظت همیشگی والدین از هیچ کمکی اباء نداشت. از آب حوض را کشیدن و به باغچه ها ریختن تا خریدهای روزمرٌه ی خانه خدمت در میهمانی هائی که پدرم مکرر می دادند ( فکر می کنم تا سال 1335 دریزد که نزد ما بنام سال سِیلی مشهور است و ضع کسب و کار و بنابر این وضع زندگی مردم رونق داشت ) برخی از امور ساخت باغچه در باقی آباد تا سال 1334 ، برخی از کارهای مربوط به تعمیر منزل یزد که ناگهان آب باران محلٌه به داخل زیرزمین ها آن افتاد و خطر تخریب کلٌ آن می رفت ، و پس از آن جریان عقدکنان و عروسی خواهربزرگم در سالهای 1333 و 1334 ، و.... تابستانها که می شد همه شب برخی از وسایل را به پشت بام بردن و صبح بازگرداندن و اموری که بعید می دانم امروز فرزندان یزد روزانه حتی یک دهم آنهم را انجام دهند (4) .
    شخصا" خاطرم هست که وقتی ایشان اصرار داشتند که تحت شعار « روزی یک کار نیک بنما » عضو سازمان پیشاهنگی یزد به مدیریت مرحوم آقا محمد رضا لسان بشوند پدرم می گفتند : تو الآن روزی هفت - هشت کار نیک انجام می دهی ، چه نیازی به پیش آهنگی ؟
    سالهای پنجم و ششم دبستان را ایشان در دبستان حکمت یزد ، محلٌه لب خندق ، روبروی کاروانسرای پسته طی کرده بودند که وقتی من پس از ایشان در سال تحصیلی 1335 - 1336به آن دبستان رفتم از مؤدب بودن ایشان برای من گفته می شد که باید کاملا" سرمشق بنده هم باشند .آن سالهای نیمه دهه 1340 سالهائی بود که وضع کسب و کار در یزد رو به افول می نهاد و مشاغل آزاد همیشه از « کساد بودن بازار یزد » شکوه و شکایت داشتند ؛ و وقتی خشکسالی ها هم به عدم رونق بازار اضافه می شد موجد یک سیکل بحران و سیر قهقرائی بود .
    حاج محمد آقا آیت اللهی سیکل اوٌل دبیرستان را  در حوالی سالهای 1333 - 1335در دبیرستان ایرانشهر تحصیل کرده اند ( که در آنجا در زمان ریاست محبوبی اردکانی و معاونت قلمسیاه که هردو پس از یک سال با خواست نظام شاهنشاهی و با مساعدتهای آموزش و پرورش وقت به تهران مهاجرت کردند و آقای قلمسیاه انصافا" بدون وابستگی ئی خاص به نظام طاغوت و تنها به اتکاء استعداد ذاتی خود در آنجا درخشیدند ، با آقا میرزا محمدبن آقا شیخ عطاء الله آیت اللهی همکلاس بوده اند ) و شاید از همان سالهای 30 یا نیمه نخست دهه 1340 بوده است که توجٌه آیت اللهی ها از حوزه به سوی معلمی جذ ب شده است و ایشان نیز سر از دانشسرای مقدماتی یزد به مدیریت فخرالدینی و معاونت آقا علی آیت اللهی در آورده اند ؛ و انصافا" تربیت نزد آقایان فخرالدینی و آیت اللهی مثال زدنی بوده است .
    نزدیکترین دوستانشان در آن زمان از آیت اللهی ها بودند که در آن زمان همستگی و انسجامی مثال زدنی داشتند : آقای سید کاظم آیت اللهی که بعدا" خلبان نمونه ایران شدند و آقای احمد آقا آیت اللهی لیسانسیه روانشناسی و ایشان نیز بعدا" دبیر ادبیات .
    تصوٌر می کنم از حوالی 1338 به عنوان آموزگار شاغل شدند . 

    (3) در اواخر دهه 1330 به دلیل مسائل سیاسی کشور از یک طرف و فقر عمومی از جمله نزد دولت ، امنیت کامل در یزد برقرار نبود . در آن زمان دبستان های دخترانه حق داشتند بگمانم حدٌ اکثر تا چهار نفر دانش آموز پسر داشته باشند و از این رو پدرم ، آقای نجم الهدی ؟ و آقای مشیری ؟ فرزند مشیرالممالک مشهور و یکی دیگر از بزرگان پسرانشان را در دبستان دخترانه همٌت ثبت نام کرده بودند . فکر می کنم سال 1329 یا 1330 سه دختر عمویم ، که پدرشان در آن زمان رئیس ثبت اسناد و املاک یزد بودند ، دوتا از خواهرانم و محمد آقا در آن دبستان دانش آموز بودند و من هم در کودکستان همجوارش بودم . تعریف می کردند که پسرها شیطنت می کرده اند و رسم بود که شیطنت کرده ها را سر صف صبحگاهی جلوی دیگران تنبیه کنند تا دیگر دانش آموزان هم متاثر و متنبه شوند . یک روز که مدیر مدرسه ، خانم پری مؤمنی ، محمد آقا را نزد خود می طلبد و از وی می خواهد به دلیل شیطنتی که دیروزش کرده بوده است کف دستش را رو به بالا بگیرد که ستٌره بخورد خواهر بزرگم جلو می دود و به حمایت از وی کف دستش را می گیرد و می گوید خانم مدیر خواهش می کنم به جای او مرا تنبیه کنید ! و خانم مؤمنی با دیدن چنین صحنه ی محبت آمیزی به شدٌت متاثر شده به گریه می افتد و از تنبیه کردن صرفنظر می کند ...
    (4) یکی از دلایل عدم چابکی ، رخوت و وزنبالای بسیاری از کودکان و نوجوانان کنونی یزد نازپروردگی کنونی آنان و عدم مشارکتشان در امور بدنی یا لااقل ورزش و تربیت بدنی است .



  • نظرات() 



  • Ayatollahi Yazdi, un lignées descendantes . par Alireza Ayatollahi
    اسناد ی متعدد از عصر آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، حدود 200 سال قبل ، در خاندان شریف ، از حاج میرزا علیرضا شریف که نایب آخوند و اعلم عصر خود بوده است و فرزندانش که سلسله وار جانشین آخوند بوده اند ، تا دهه های اخیر باقی مانده در دسترس ما بود ؛ که خاطراتی از بزرگان معمٌر دودمان نیز به آنها اضافه می شد .
    فهرست اسامی هائی از شاخه های خاندان در حوالی سالهای 1335 - 1338 ، دوران اضطرار اقتصاد ایران ، در « جلسه ی فامیلی آیت اللهی های یزد » که تقریبا" به صورت مستمر تشکیل می شد تهیه و تنظیم شده بود وجود داشت که از بعضی مطلع بودیم ؛ و نسخه هائی از برخی از این لیست ها است که در حوالی 1339- 1340 در تشکل تازه ی « جلسه ی آیت اللهی های مقیم تهران »، به منظور شناخت آیت اللهی های یزدی مقیم تهران مورد استفاده قرار گرفته پایه و مایه پلی کپی نسبنامه ، تهیه و تنظیم و تکثیر و انتشار توسط مرحوم مغفور آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی را تشکیل می دهند .
    امٌا با وجود آنکه در زمستان 1355 نامبرده به توصیه ی مرحوم مغفور آقاسید علی آیت اللهی ، وصیٌت کرده بودند که جمع آوری نسبنامه که تا آن زمان نیمی از آن صورت پذیرفته بود بعد از ایشانادامه یابد تا ثلث قرن پس از درگذشت ایشان مورد اعتناء احدی ، به خصوص نزدیکترین خویشانشان ، قرار نگرفته بود مگر یکی دووبلاک که آنهم هرکدام بیش از چند پست معدود نداشتند ؛ و تقریبا" به طورکلٌی فراموش شده بود ؛ حال آنکه برخی نسخه ای از آن را از ینجانب که میدانسته اند در جریان امربوده ام و به همین دلیل چند نسخه دریافت داشته ام طلب می کردند .
    به دلیل ارتباط صد در صد موضوع با یکی از رشته های تحصیلیم که مردم شناسی خویشاوندی باشد ، تخصص و تجربه قبلی ، و قصد مطالعه ی خویشاوندی آیت اللهی های یزد ، نسخه ای از پلی کپی را تصحیح و تکمیل و در این سایت نهادم تا متقاضیان استفاده فرمایند ، که حال از نظر کمٌی حجمی قابل توجٌه امٌا از نظر کیفی فصلی حدود ده درصد از سایت « دودمان آیت اللهی یزدی » را تشکیل می دهد . سایر فعالیتها و فصول عبارتند از :
    - توضیحات لازم بر مطالب پلی کپی
    - تاریخچه دودمان آیت اللهی
    - جغرافیای انسانی دودمان
    - جامعه شناسی دودمان
    - مشاغل تخصصی و پایگاه اجتماعی اعضاء
    - تیره ها ی مردم شناختی
    - تذکره های بزرگان قوم ، و....
    در مقام مالکیٌت تام و تمام این سایت متاسفانه باردیگر مجبور است اعلام کند :
    کپی پیست کردن و حتی اقتباس و انتشار محتویات تمام یا بخشی ازاین سایت برای هرکس و به هر شکل ممنوع میباشد و در صورت مشاهده بدون کوچکترین ملاحظه ای سارق یا سارقان مربوطه را تحت تعقیب قضائی قرار خواهد داد .

    Alireza Ayatollahi


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :