تبلیغات
دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

هرگونه کپی کردن.اقتباس.انتشار تمام یا بخشی از محتویات این سایت به هرشکل ممنوع و قابل پیگیری قضائی است

روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی (4)

روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی (4)


امامزاده جعفر (ع) یزد

- حاج شیخ عباس علیمی ( 1356 ) ملبس و مرجع شرعی در عقدا
- آقا سید مرتضی امامزاده جعری ( 1392 )
- حاج سید علی امامزاده جعفری (1395)
- حاج سید رضا امامزاده جعفری ( 1397 )
- حاج سید علیمحمد منتظر الحجه با صطلاح داماد دودمان آیت اللهی ( همسر کد 1407)
- سید مصطفی امامزاده جعفری ( 1399 )
- حاج سید مهدی امامزاده جعفری ( 1400 )
- آقا شیخ احمد هدشی داماد دودمان ( همسر 1214 )
- حاج شیخ محمد باقر آیت اللهی ( 1435 ) سردفتر اسناد رسمی و ازدواج در طزرجان
- شیخ فضل الله آیت اللهی ( 1437 )
قابلتذکر است که عنوان سردفتری ؛ به خصوص تا حوالی 1325 - 1330 مشروط به تحصیلات دینی بوده است و بنابر این غالب سردفتران قدیمی در دودمان آیت اللهی یزدی مجتهد ، قریب الاجتهاد یا در هر حال دارای تحصیلات حوزوی بوده اند .
علاوه بر سردفتران و دفتریاران و یکی دونفر از منشیان دفاتر از دودمان آیت اللهی یزدی ، برخی از نخستین صاحبمنصبان ثبت اسناد و املاک ، اوقاف و دادگستری نیز دارای تحصیلات حوزوی بوده به نحوی روحانی غیر ملبس ( باصطلاح مکلٌا ) محسوب می شده اند ؛ از جمله :
- حاج شیخ محمد آیت اللهی ( 1534 ) رئیس دفتر دادگستری یزد دارای تحصیلات حوزوی امٌا غیر ملبس . بستگی آن مرحوم به روحانیت به حدی بود که لقب شیخ را به ابتدای نام فرزندان ذکور خود اضافه کرده بودند .
- حاج شیخ احمد آیت اللهی ( 1535 ) تصور میکنم قریب الاجتهاد یا در آن حدود که مدتی هم در راس ( مقام کفالت ) اوقاف یزد قرار داشته اند .
- حاج شیخ علی آیت اللهی ( 1537 ) دارای تحصیلات دینی - دانشگاهی و شاید نخستین روحانی غیر ملبس در یزد 1330- 1335 به بعد که چون ملبس به کت و شلوار به منبر می رفتند و از جمله نشان می دادند که تبلیغ دین و مذهب بسته به نوع لباس نیست و سنٌت شکنی چشمگیری در این خصوص داشتند ؛ نزد عوام به « آخوند کت و شلواری » مشهور شده بودند . هم ایشان بودند که ضرورت وجود یک روحانی بنام « خطیب فرهنگ » را به رژیم عملا"  ضدٌ دین پهلوی قبولاندند و از استخدام روحانیان در آموزش و پرورش به منظور تقویت دینی دانش آموزان توسط گروهی متخصص تر در امر دین حمایت می کردند و....



  • نظرات() 
  • .
    میلاد مبارک امام هشتم ،


    حضرت علی بن موسی الرضا
     

    بر تمام شیعیان جهان مبارک باد



  • نظرات() 
  • روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی (3)


    روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی (3)

    - آقا سید مهدی آیت اللهی (646) ملبس . در شهریزد تقریبا" هیچ فعالیت روحانیتی نداشتند ؛ امٌا در نصرآباد که نیمی بیشتر از سال را در آنجا به سر میبردند عملا" مرجع امور شرعی مردم قرار می گرفتند ؛ مصلح اجتماعی و مشوٌق مردم به کار و کوشش .
    - حاج سید علی آقا آتشی ، داماد آیت الله العظمی آقا شیخ جلال ، در مقام روحانیت در یزد و نصر آباد ؛ و یکی از نوادر یزد در نسخه شناسی و کارشناسی اسناد و مدارک اسلامی ؛ و حفاظت از این میراث گرانبهای فرهنگی .
    - حاج شیخ اسدالله آیت اللهی (821 ) مرجع در تفت ، امام جماعت مسجد شاه ولی تفت ، واعظ ویکی از شجاع ترین روحانیان یزد .
    از فرزندان مرحوم حاج شیخ محمد عقدائیِ یزدی مشهدی ، داماد حاج شیخ مهدی عقدائی یزدی ( از نوادگان آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ) که ساکن مشهد الرضا (ع) بوده اند ، در دوره ی مورد مطالعه ما که تقریبا" بین 1330 و 1355 خورشیدی بوده باشدتعدادی قابل توجٌه در مسلک روحانیت بوده اند ؛ که متاسفانه شخصا" ایشان را زیارت نکرده ام ؛ و قادر به احصاء نیستم . حدود بیست نفر ؟ .
    - آقا حاج میرزا یحیی آیت اللهی  امام جماعت مسجد سر چم و مرجع امور شرعی مردم آن محل و دبیر دبیرستانها که در دوره ای مرجعیتی در نیر نیز داشته اند .
    بر حسب ظاهر :
    اولا" ، تعداد روحانیان در شعبه « حاج شیخ مهد یها » بیشتر ا ز تعداد روحانیان در شعبه ی حاج شیخ جعفریها بوده است .
    ثانیا" روحانیان احفاد حاج شیخ مهدی عقدائی یزدی بیشتر در شهر یزد ، که محل زندگی نویسنده حاضر بوده است ؛ ساکن بوده اند ؛ حال آنکه تعدادی قابل توجٌه از روحانیان حاج شیخ جعفری در شهرهائی دیگر ، به خصوص در فیروز آباد و میبد فعالیت داشته اند .
    آنچه در اینجا تذکارش ضرورت دارد ، جایگاه خویشاوندی روحانیان مورد نظر ما در دودمان آیت اللهی یزدی است که همگی از احفاد ذکوری آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی نبوده اند  و گاه چون حاج میرزا یحیی مزبور از سوی مادر از آخوند نسب می برده اند و گاه چون پدرشان آقا شیخ علی اکبر بنا به وصلت با یکی از احفاد آخوند جزو دودمان محسوب می شده اند ؛ که در این صورت نیز برخی چون آقا شیخ میرزا علی اکبر و قبل از ایشان ، عموزاده ارشدشان ، حاج میرزا علی ( داماد ارشد آقا آسید یحیی ) ، نام خانوادگی آیت اللهی اتخاذ می کرده اند و برخی دیگر چون آقا سید علی آتشی نام خود را حفظ یا نامی دیگر اتخاذ می کرده اند که از این گروه از همه مشهور تر آیت الله آقا رضا مشائی مشهور به آیت الله شهاب ، داماد آقا حاج سید رضا فرهنگ (1219) مقیم شاهرود ، از احفاد آخوند در شعبه آقا شیخ جعفر یها می باشند ؛ که با همین نام خانوادگی مشائی و شهرت آیت الله شهاب مدتی نیز ریاست حوزه علمیه یزد را بر عهده داشته اند ؛ و شرحی از احوال ایشان را در ذیل نقل می کنیم . 
    ( ادامه دارد )
    .

     محمد رضا مشائی
    رشته و گرایش:فلسفه و حكمت اسلامی
    محل تولد:یزد
    تاریخ تولد:1310
    دانشکده:الهیات و معارف اسلامی . مشهد
    مرتبه علمی:استاد
    خلاصه : دکتر محمدرضا مشایی در سال 1310 در خانواده ای روحانی در شهر یزد چشم به جهان گشودند . نسب ایشان به حضرت حبیب بن مظاهر یکی از شهدای بزرگ کربلا می رسد . پس از فوت پدر مجبور به کار در بازار شدند و در یک مغازه پارچه فروشی مشغول بودند که از طرف خانواده تشویق شدند تا در دفتر اسناد رسمی که به یکی از خویشاوندان تعلق داشت مشغول به کار شوند و حدود 6 سال منشی دفتر اسناد رسمی بودند .
    ایشان مادرشان را مشوق در ادامه تحصیلاتشان می دانند . به تشویق مادر که در خانواده ای علمی بزرگ شده بودند به خواندن دروس حوزوی مشغول شدند و از دفتر اسناد رسمی استعفا دادند . پس از آن به دلیل گذراندن چرخ زندگی نیاز بود در کنار درس های طلبگی کار نیز انجام دهند . در نتیجه وارد بازار کار شدند که مشغله این کار فرصت درس خواندن طلبگی را از ایشان گرفته بود در نتیجه از این کار نیز استعفا دادند و در آموزشگاه تازه تاسیس یزد نام نویسی کرده تا دروس جدید را بخوانند . پس از کسب مدرک دیپلم کم کم تعداد دبیرستان ها به قدری زیاد شد که مجدد فرصت مطالعه دروس طلبگی را از ایشان گرفت و مجدد از این کار نیز استعفا دادند و به قم عزیمت نمودند . پس از مدتی در کنکور شرکت کرده و در رشته الهیات مشهد به تحصیل پرداختند . در سال 1342 مدرک لیسانس را با رتبه اول اخذ کرده و بدون کنکور جهت ادامه تحصیل در دکترا به تهران عزیمت کردند و در همین حین در محلات نیز معلم بودند و درس طلبگی را نیز ادامه می دادند .
    تحصیلات رسمی و حرفه ای : دکتر مشایی به مدرسه خان در یزد مراجعه کردند تا درس طلبگی بخوانند . پس از طی چندین سال در یزد آموزشگاهی افتتاح شد که ابتدا برای تحصیل در آن ثبت نام کردند و مشغول به تحصیل شدند و پس از چند ماه تصمیم گرفتند خودشان در منزل درس ها را بخوانند و نهایتا در امتحان متوسطه شرکت کردند و موفق به کسب مدرک دیپلم شدند . سرانجام در کنکور ادبیات و الهیات شرکت کردند و در ادبیات رتبه دوم و الهیات رتبه اول را کسب نمودند . در ابتدا وارد رشته ادبیات شدند اما این رشته ماهیتا با روحیات ایشان سازگار نبود . نهایتا به راهنمایی دکتر مجتهد زاده با توجه به قبولیشان در دانشکده الهیات تغییر رشته داده و وارد دانشکده الهیات شدند و با توجه به گذراندن دروس این رشته در قم و دوران طلبگی خود در سال 1342 با رتبه شاگرد اول فارغ التحصیل شدند .
    جهت ادامه تحصیل در مقطع دکترا با توجه به شاگرد اولی در مقطع لیسانس بدون کنکور وارد دانشگاه تهران شدند و در همان زمان که دانشجوی دکترا بودند در قم ساکن بودند و در کلاس های طلبگی شرکت می کردند .
    مشاغل و سمت های مورد تصدی : استاد مشایی پس از فوت پدر مجبور به کار بودند . در ابتدا در مغازه ای پارچه فروشی شروع به کار کردند و پس از آن به تشویق خانوادشان در یک دفتر اسناد رسمی که به خویشاوندانشان تعلق داشت به کار مشغول شدند . پس از 6 سال کار در دفتر اسناد رسمی مجدد وارد بازار کار شده و منشی شخصی شدند که با چندین و چند مغازه در داد و ستد و خرید و فروش بود . از آنجا که این کار زمان زیادی را از ایشان می گرفت و فرصت خواندن دروس طلبگی را نداشتند تصمیم گرفتند نوع فعالیتشان را تغییر دهند و در آموزشگاهی که به تازگی در یزد افتتاح شده بود مشغول به درس خواندن شدند و دیپلم خود را دریافت کرده و تقاضای معلمی کردند تا معلم ابتدایی شوند و در ادامه برای ایشان جهت درس در دبیرستان های ایران شهر ، مارکار و کیخسروی ابلاغ صادر شد . از آنجا که این کار زمان زیادی از ایشان گرفت و فرصت خواندن دروس طلبگی نبود ، از این کار نیز استعفا دادند و به قم عزیمت نمودند . در حین تحصیل در مقطع دکترا مجدد درخواست معلمی را در شهرستان محلات دادند و به مدت 5 سال در آنجا معلم بودند و در همین حین به مدت 4 سال سرپرستی حوزه یزد را نیز بر عهده داشتند . پس از کسب مدرک دکترای الهیات در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی استخدام و از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم منتقل شدند .
     مربیان و اساتید : از جمله مربیان و مدرسان آقای مشایی می توان از آقایان شیخ جلال علومی ، آقای سید جواد مدرسی ، آقای خاتم ، سید محمد علی مدرسی ، مکارم ، مشکینی ، فکور ، بروجردی ، حاج آقا مرتضی حائری ، امام خمینی (ره) ، آقای میلانی ، طباطبایی ، مجتهدزاده ، بدیع و فرمانی نام برد .
     توصیه های دکتر محمد رضا مشائی :
    در تحصیل انسان 4 نکته را باید رعایت کند :
    1- جهد و کوشش
    2- نظم
    3- نظر عالی ( می گویند پسر آقای مدرسی عازم نجف شدند . از او می پرسند با چه هدفی به نجف سفر می کنی ؟ پاسخ می دهد که من می خواهم شیخ انصاری شوم . مرحوم مدرسی در جواب به او می گویند پس بدان هیچی نمی شوی . تو باید بگویی می خواهم امام صادق بشوم تا شیخ انصاری شوی . منظور این است که محصل باید هدف عالی داشته باشد تا سعی و کوشش کند تا اینکه به آن برسد ).
    4- تقوا داشته باشید
    که حاصل این 4 نکته که اگر کسی رعایت کند جنت است ( حرف اول این 4 نکته در کنار هم جنت را می سازند )
     



  • نظرات() 
  • روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی (2)


    روحانیان شهر یزد ازدودمان آیت اللهی یزدی(2)

    امروز گفته می شود که سالانه صدهزار پرونده در دادگستری یزد تشکیل می شود ؛ حال آنکه پنجاه سال پیش از این شاید یکهزارم این تعداد هم پرونده تشکیل نمی شده است . مردمان یزد را در همه ی دنیا به عنوان مردمانی خوب (1) ، زحمتکش ، درستکار و به حقٌ خود قانع ، و شهر یزد را علاوه بر دارالعبادگی ، مهد امنیت ایران، می شناخته اند .
    آیا این امتیازات تحت تاثیر بزرگانی چون آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی ، بزرگ دودمان آیت اللهی در آن زمان ، نبوده است ؟ آیا در اثر تبلیغات اثر بخش مذهبی در مساجد و منابر و ... نبوده است ؟ نیمی از مبلغین مذهبی آن دوران افتخار آمیز شهر یزد را چنان که آمد ( و بقیه ی آن نیز در یادداشتهای بعدی خواهد آمد ) روحانیان دودمان آیت اللهی تشکیل می داده اند که در یک یا چند موقعیت در خدمت اسلامی و بی غلٌ و غش نزد همشهریان خود بوده اند :
    - مرجعیت دینی
    - تدریس در حوزه علمیه
    - امامت جماعت
    - وعظ و خطابه
    که البته اکثریت قریب به اتفاق آنان « روضه خوان » نبوده اند و همین وعظ و خطابه ها بوده است که از یزد جامعه ای مطلوب ساخته بوده است . به جز چند نفر بالاجبار ، آنان به روحانیت به دیده یک شغل و یک ممر درآمد نمینگریسته اند ؛ و غالبا" نخستین محلٌ در آمد خود را در قلمرو خرده مالکی ، در کشاورزی و ارتزاق خود و مردم از این راه می دیده اند . شخصا" به خاطر دارم که این روحانیان خود در منزل شخصی یا در مساجد محلٌه هایشان مجلس روضه خوانی بر پا می داشتند ، هرگاه برای دیگران روضه خوانی می کردند به عنوان روضه خوانی برای امام حسین (ع) ، امام علی (ع) ، حضرت فاطمه (ع) و ... هیچگاه دیناری نمی پذیرفتند و نیمی از ایشان اصولا" بابت منبر شب عاشورا و شب قتل امیر المؤمنین علی (ع) حاضر به دریافت کوچکترین وجهی نبودند ... اعیاد را حاضر به روضه خوانی نمی شدند و حقٌ منبر را به عنوان عیدی می بخشیدند ...
    - فعالیت در دفتر اسناد رسمی
    ایجاد دفاتر اسناد رسمی در ابتدا به شرط دارا بودن درجه ی اجتهاد سردفتر و عملا" تحصیلات حوزوی سایر فعٌالان در دفتر خانه بوده است که نخستین سردفتر در دودمان آیت اللهی در یزد آقا سید محمد آیت الله بوده اند و آنگاه ، در شهر یزد ، نوبت به آقا میرزا جواد ، حاج سد احمد ، آقا شیخ مرتضی و ... ؟ رسیده است (2)

    (1) . ضرب المثلی در تهران وجود داشت که « یزدی در همه جا پیدامی شود مگر در جهنٌم »     
    (2) به خاطر میآورم دونفر از روحانیان جوان یزدی برای معامله ای به دفتر اسناد رسمی شماره 31 یزد وارد شده بودند و در حضور آقا شیخ مرتضی ، در آن زمان معاون آن دفتر ، که به گفته ی پدرم مقامشان اجلٌ بر معاونت بود ، وارد بحثی مذهبی شده بودند و هیچ یک نمی توانست دیگری را اقناع کند تا به خواست خود آنان آقا شیخ مرتضی ، که مردی باتجربه و بسیار متین و موقر بودند ، وارد بحث شده به فاصله دو - سه دقیقه هردو نفر را ، که ضمنا" معلوم می شد از معلومات حوزوی ایشان شگفت زده شده اند ، اقناع کردند ...



  • نظرات() 
  • شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن



    نیست نیکو تر ز قرآن این بشر را واعظی


    گر ز فرط علم و دانش از همه کس برتری

    شرح قرآن کی توانی داد شرح در خوری

    معنی قرآن ز قرآن و پس از معصوم جوی

    ظاهر معناش از هر واعظ دانشوری

    ....
    از : ادیب یزدی 
    ( حاج میرزا کاظم آیت اللهی )

    .



  • نظرات() 
  • روحانیان آیت اللهی شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی

    روحانیان شهر یزد از دودمان آیت اللهی یزدی

    متاسفانه دودمان آیت اللهی یزدی ، به جز تعدادی انگشت شمار ، در تبارشناسی خود اهمال می ورزند و کوچکترین همٌتی به خرج نمی دهند . بنابر اید در این مطالعه به مثابه ی « چیزی بهتر از هیچ » ما مجبور می شویم که بیش از هر منبعی مستند به حافظه خود متکی شویم ؛ و روحانیون دهه ی 1340 را که خود به خاطر داریم باذکر کد دودمانی بیاوریم . خلاصه مشخصات ایشان ذهنی نگارنده است و توسط باز ماندگان قابل تکمیل :

    - حاج سید علی آیت اللهی ( 26 ) . ملبس . دفتر اسناد رسمی
    - حاج سید احمد آیت اللهی (28) . ملبس . امام جماعت . منبری مسجد خود . سردفتر اسناد رسمی .
    - حاج سید کاظم آیت اللهی (30) منبر رفتن ایشان را ( که به ندرت بوده است ) بوده ام .
    - حاج شیخ عطاء الله آیت اللهی (133) . ملبس . امام جماعت . واعظ .
    - حاج شیخ علٌامه آیت اللهی (823) . ملبس . مرجع امور شرعی . مدرس . امام جماعت . واعظ .
    - حاج شیخ علی اکبر آیت اللهی (137) . منبر رفتن ایشان را دیده ام . ( ابوی آقا محمد صادق آیت اللهی سردفتر اسناد رسمی در تهران ) .
    - آقا سید محمد آیت اللهی اشکذری (186) . ملبس . مرجع . امام جماعت . واعظ .
    - حاج سید غلامرضا آیت اللهی (192) . ملبس . واعظ . مشهورترین مؤذن یزد .
    - حاج سید اسدالله آیت اللهی (193) . ملبس . مرجع . امام مسجد مشهور مصلی عتیق یزد ( که شخصا" مامومشان بوده ام ) . واعظ . ( ابوی آیت الله آقا سید محمد جواد آیت اللهی امام جمعه موقت کنونی یزد )
    - حاج سید نور الله آیت اللهی (195) . ملبس . مرجع . مدرس . امام جماعت . واعظ . ( ابوی حجت الاسلام آقا سید مجتبی آیت اللهی مقیم قم ) .
    - حاج سید احمد نجم الهدی (1497) . ملبس ؟ ... 
    - حاج سید مرتضی آیت اللهی (218) . ملبس . مرجع . مدرس . امام جماعت مسجد مشهور چهارمنار یزد .  
    - حاج سید مصطفی آیت اللهی (219) . ملبس . امام جماعت مسجد مشهور سر ریگ .
    - حاج سید علی آیت اللهی (221) . منبر رفتن ایشان را دیده ام .
    - حاج شیخ محمد آیت اللهی (797) . ملبس . مرجع . مدرس . امام جماعت مسجد مشهور سلطان شیخدادا محمد . واعظ مشهور ی که به قرار مسموع مورد حسادت ، سعایت و بغض بسیار قرار گرفته است .
    - آقا شیخ احمد شریعت یزدی (647) . ملبس . مرجع . مدرس . امام جماعت مسجد مشهور سر ریگ یزد .
    - آقا شیخ ابوالقاسم آیت اللهی (648) . ملبس ( به نوعی ) . 
    - آقا شیخ حسین آیت اللهی (663) . دردوره نوجوانیشان یکی - دو منبر ایشان را دیده ام .
    - آقا میرزا جواد آیت اللهی (718) . در دوران جوانی ملبس بوده ( بعدا" قریب الاجتهاد ) گاه به منبر می رفته اند . سردفتر ازدواج و اسناد رسمی .
    - حاج میرزا محمد آیت اللهی (719) . در دوران جوانی ملبس بوده (بعدا" مجتهد ) گاه به منبر می رفته اند . دارای مناصب عالی حقوقی
    - حاج میرزا کاظم آیت اللهی (721) . دردوران جوانی ملبس بوده ( با ادامه طلبگی ) خود چند منبر ایشان را دیده ام .
    - میرزا باقر آیت اللهی (722) . ملبس (به نوعی) . منبر رفتن ایشان را مکررا" دیده ام .
    - آقا سید مهدی آیت اللهی (646) . ملبس . مقیم یزد و نصر آباد . مرجع در نصر آباد ....
    (ادامه دارد )     



  • نظرات() 
  • /

    یا امیر المؤمنین علی ( ع )

    به این ایٌام مبارکت ، خود شاهدی :
     
    آنها که با هزار زحمت و مشقٌت در دوره های طاغوتی نهادهای اسلامی را در شهر یزد کاشتند 

    و آنها که به راحتی و روانی ، در چند دهه ی اخیر از آن نهادها برداشتند ! :

     روحانیت و تدریس دروس حوزوی ، به خصوص تبلیغ در جماعاتِ مسجدی ، حسینیه ها و به طور کلٌی مجامع مسلمین در دوره رضاخان  ، به ویژه پس از رحلت آیت الله العظمی حضرت آقا سید یحیی موسوی یزدی (ره) ؛ و ایجاد تشتت درونی در حوزه علمیه یزد توسط عوامل حکومتی در غیاب عظمت و قدرت ایشان ؛ و افول بسیار سریع آن ، تقریبا" غیر ممکن شده است ؛ و فعالیت تبلیغی روحانیان بزرگ آن زمان ، از جمله آیت الله آقا سید محمد آیت الله ، حجت الاسلام حاج میرزا علی آیت اللهی داماد ارشد آن بزرگوار ، حجت الاسلام آقا شیخ محمد عقدائی ( آیت اللهی ) ، آیت الله آقا سید محمد آیت اللهی اشکذری ، حجت الاسلام آقا شیخ علی آیت اللهی فیروز آبادی ، حجت الاسلام آقا شیخ اسد الله آیت اللهی تفتی ... و آیت الله العظمی حاج شیخ جلال الدین آیت اللهی تفتی یزدی ... بسیار بسیار دشوار یا در واقع غیر ممکن شده است .
    پس از فضای 1320 نیز به دلیل شستشوهای مغزی حکومت رضاخان تا سالهای سال بازسازی سازمان روحانیت یزد به شدٌت دشوار بوده است ؛ از جمله یزد دارای مرجعی مورد قبول همه نبوده است ، اوقاف توسط دولت به تاراج رفته بوده است ، جماعات و مجالس آنچنان که باید شکل نمی گرفته اند و به خصوص با توجٌه به بحران های سیاسی - استعماری ، خشکسالی های پیاپی ، رکود بازار ، و ... بسیاری از روحانیون دائما" در شرایط ایثار زندگی می کرده اند که تخمینا" نیمی از روحانیان شهر یزد ( تخمینا" پنجاه روحانی تحصیلکرده از یکصد روحانی تحصیلکرده ی یزد در دهه 1340 ) از دودمان آیت اللهی بوده اند ؛ که نه تنها در آن شرایط وخیم از خشک شدن نهال اسلام و تشیع دوازده امامی در یزد جلوگیری کرده اند بلکه به قیمت همان ایثار و جانفشانی ده ها ساله خود آن نهال را پرورش داده ریشه انقلاب باشکوه اسلامی در شهر قرار گرفته اند . 



  • نظرات() 
  • ضربت خوردن حضرت امام علی (ع)




    از : حاج میرزا کاظم آیت اللهی متخلص به ادیب یزدی

    در مدح مناقب مولای متقیان امیر مؤمنان 

    و مرثیه شهادت آن شاه ولایت

    علی که اوج گرفتی ز تیغ او اسلام

    زدی نه جز به رهِ مستقیم حقش گام

    به ذوالفقار سر کافران فکند به پای

    به نفع حق برسانید غزوه ها انجام

    بُد از هزیمت کفٌار نیتش ، تنها

    رضایت ملک ذوالجلال والاکرام

    بها گرفت ز آراء انور وی شرع

    امور دین به تدابیر او گرفت نظام

    فتاد لرزه بر اندام کافران از بیم

    برای رزم ، برآمد چو تیغ او زنیام

    ز ذوالفقار کجش راست گشت دین خدا

    به رهنمائیش آئین حق گرفت قوام

    دریغ و درد که از کجروی دهر هنوز

    نیافته ز بلاغش امور شرع تمام

    ز تیغ کینِ مرادی به مسجد و محراب

    ز خون فرق و سرش گشت ریش او گلفام

    ز ضرب تیغ پر از زهر گوشه محراب

    چنان فتاد که بودیش نی توان قیام

    ورا به خانه حسین و حسن رسانیدند

    بگشت بستری از ضعف آن امام همام

    ز فرط سوزش زخمی که زهر آگین بود

    به پیچ و تاب بُدو پابه پای سود مدام

    دگر نه تاب سخن گفتن و شنیدن داشت

    به دیده صبح جهان آمدش سیاه چو شام

    چو یافت روز دگر درد خود کمی تسکین

    گشاد بهروصایا و موعظت ها کام

    در او پدید شد آثار مرگ بعدِ شبی

    برفت یکسره تابش ز تن در این هنگام

    ببست دیده ز دنیا و جان به جانان داد

    رها ز حزن و الم گشت و محنت ایٌام

    به هر زمان که کند یاد این حدیث ادیب

    روان گداز شود ، وز دلش رود آرام

    از این مصیبت عظمی زمین و عرش گریست

    عزا گرفته از آن قدسیان به عرش تمام

    گریست هر نبی و هر ولی به خلد ، و گریست

    به ویژه فاطمه با یاب خود بنی ِ کرام

    گریستند همه جنٌ و انس و حیوانات

    تمام ذرٌات در سوگ پیشوای انام

    .



  • نظرات() 
  • آیت اللهی ها و مدیریت مسجد ( مجتمع ) ملٌا اسماعیل

    آیت اللهی ها ی یزدی و مدیریت مسجد ( مجتمع ) ملٌا اسماعیل
    .

    اگر خوانندگان این سطور ، به ویژه اولاد و احفاد آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، آنچه را که در این یادداشت می آید باورنکنند کوچکترین گله ای از ایشان نخواهم داشت چرا که تاریخ شفاهی است و گاهی نقل قول ها از این و آن که طبیعتا" مستند نیستند . 
    یکی از مسائل بسیار بزرگ دودمان آیت اللهی ، به ویژه ، در دهه های 1320 و 1330 ، پس از رحلت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی که آیت اللهی ها نیمی بیشتر از اقتدار خود را از دست داده بودند و حتی بیش از نیمی از قدرت مذهبی در شهر یزد به دست حکومت رضاخانی و عوامل روحانی نما و غیر روحانی نمای آن افتاده بوده است عدم درآمد مسجد اعظم یزد ( مشهور به مسجد ملٌا اسماعیل ) ، و مدرسه ی قائمیه ( مشهور به مدرسه ملٌا اسماعیل ) ، آب انبار و سنگ آب ( که شامل مقبره و قبرهای آن نمی شده اند ) و هزینه های آن بوده است .
    مدیریت مسجد پس از آخوند ملٌا اسماعیل بر عهده ی حاج محمد ابراهیم شریف ( برادر همسر آخوند ؟ و شهردار یزد در آن زمان ؟ ) ، فرزندش حاج میرزا علیرضا شریف ( اعلم یزد پس از آخوند ملٌا اسماعیل ) ، و آقا میرزا سید سلیمان طباطبائی نائینی یزدی ، شوهر خواهر آخوند ملٌا ( و بزرگترین ثروتمند یزد در آن زمان ؟ ) بوده است که پس از رحلت آقا میرزا سید سلیمان کاملا" به احفاد حاج میرزا علیرضا شریف و خاندان شریفان واگذار شده است ؛ جریان بیماری شدید حجت الاسلام آقا میرزا محمد جعفربن آیت الله میزا محمد باقربن حاج میرزا علیرضا شریف ، امام جماعت مسجد ، رئیس حوزه علمیه ، و بنابر این مدیر مجتمع مذهبی - اجتماعی ملٌا اسماعیل در زمان مشروطیت ؛ و غیبت فرزندشان حاج میرزا علی شریف دریزد ( که در حوزه علمیه نجف مشغول تحصیل بوده اند و برادری غیر حائز شرایط مدیریت و امامت مسجد و مدرسه داشته اند ) پیش می آید و آقا سید یحیی به ناچار امامت مسجد را به آقای طباطبائی تفویض می کنند ؛ و از اینجاست که بین امامت مسجد و اعضاء دودمان آیت اللهی بر سر اداره مسجد و مدرسه تفاوت نظرهائی بروز می کند .
    ( ادامه دارد )



  • نظرات() 
  • آیت اللهی ها از احفاد رضا قلی فرزند نادرشاه افشار ؟


    آیت اللهی ها از احفاد رضا قلی فرزند نادرشاه افشار ؟

    بنا به مطالعاتی اتنولوژیکی که خود به شواهد و قرائن ، تاریخ شفاهی و بنابر این برخی از حدس و گمان ها یا فرضیه ها استوارند ، نقل قولی وجود داشته است که اصلان خان ، جدٌ دودمان آیت اللهی یزدی ، نه همان پسر عمٌه نادرشاه افشار ، بلکه فرزند رضا قلی میرزا و نوه ی نادر شاه ، امٌا از یکی از همسران مخفی وی (1) بوده است ، که پس از مغضوب شدن رضا قلی یا پس از شهادتش ، از خراسان به سوی جنوبِ ایران فراری شده به صورتی گمنام (2) برخی در میانه های راه چون شهرعقدا و آخرین گروه در محلٌی در حوزه سپیدان ( اردکان فارس ) اقامت گزیده اند .
    به اعتقادما در صورت صحٌت چنین واقعه ای ، که بعید به نظر می رسد ، این محل می تواند همان روستای قرخلو باشد (3) .

    (1) . می دانیم که حتی محمد رضا پهلوی و پدرش رضا پهلوی نیز همسرانی مخفی داشته فرزندانی از خود به جای نهاده اند که قادر به مخفی سازیشان برای همیشه نشده اند . این همسران نزد شاهزادگان در اکثر قریب به اتفاق موارد از خاندان های بزرگی بوده اند که روابطی مودت آمیز با شخص شاه نداشته اند ؛ یا گاه از بین مردم عامی بوده اند که همسری شان را کسر شآن شاه و شاهزاده می شمرده اند . 
    (2) اتفاقا" در نقل قول مربوطه پنهان داشتن نسب اصلانخان را به چند دلیل حدس زده اند .
    - از مادری عامی بوده است .
    - چون نادر نسب خود را به چنگیز می رسانیده افرادی صلح طلب و مؤمن و خداجو چون عبدالملک ، فرزند اصلان خان و پدر ملٌا اسماعیل ، خواهان کتمان انتساب خود به چنگیز بوده اند .
    - در زمان مهاجرت ، صغیر بوده است .
    - در صورت بروز اصل و نسب شاهزادگیشان ، غارتگران محلٌی ثروتمند بودنشان را حدس زده آنان را مورد تهاجم قرار می داده اند .
    و به خصوص :
    - در صورت شناخته شدن ، به عنوان مدعیان بالقوٌه جانشینی نادرشاه توسط عوامل سلطنتی افشاری قتل عام می شده اند .  
    (3) قرخلو. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابرج بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در 96000 گزی خاور اردکان و 5000 گزی راه فرعی مائین به تخت جمشید. موقعجغرافیایی آن دامنه ٔ معتدل مالاریایی و سکنه ٔ آن 163تن است . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).




  • نظرات() 



  • Ayatollahi Yazdi, un lignées descendantes . par Alireza Ayatollahi
    اسناد ی متعدد از عصر آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، حدود 200 سال قبل ، در خاندان شریف ، از حاج میرزا علیرضا شریف که نایب آخوند و اعلم عصر خود بوده است و فرزندانش که سلسله وار جانشین آخوند بوده اند ، تا دهه های اخیر باقی مانده در دسترس ما بود ؛ که خاطراتی از بزرگان معمٌر دودمان نیز به آنها اضافه می شد .
    فهرست اسامی هائی از شاخه های خاندان در حوالی سالهای 1335 - 1338 ، دوران اضطرار اقتصاد ایران ، در « جلسه ی فامیلی آیت اللهی های یزد » که تقریبا" به صورت مستمر تشکیل می شد تهیه و تنظیم شده بود وجود داشت که از بعضی مطلع بودیم ؛ و نسخه هائی از برخی از این لیست ها است که در حوالی 1339- 1340 در تشکل تازه ی « جلسه ی آیت اللهی های مقیم تهران »، به منظور شناخت آیت اللهی های یزدی مقیم تهران مورد استفاده قرار گرفته پایه و مایه پلی کپی نسبنامه ، تهیه و تنظیم و تکثیر و انتشار توسط مرحوم مغفور آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی را تشکیل می دهند .
    امٌا با وجود آنکه در زمستان 1355 نامبرده به توصیه ی مرحوم مغفور آقاسید علی آیت اللهی ، وصیٌت کرده بودند که جمع آوری نسبنامه که تا آن زمان نیمی از آن صورت پذیرفته بود بعد از ایشانادامه یابد تا ثلث قرن پس از درگذشت ایشان مورد اعتناء احدی ، به خصوص نزدیکترین خویشانشان ، قرار نگرفته بود مگر یکی دووبلاک که آنهم هرکدام بیش از چند پست معدود نداشتند ؛ و تقریبا" به طورکلٌی فراموش شده بود ؛ حال آنکه برخی نسخه ای از آن را از ینجانب که میدانسته اند در جریان امربوده ام و به همین دلیل چند نسخه دریافت داشته ام طلب می کردند .
    به دلیل ارتباط صد در صد موضوع با یکی از رشته های تحصیلیم که مردم شناسی خویشاوندی باشد ، تخصص و تجربه قبلی ، و قصد مطالعه ی خویشاوندی آیت اللهی های یزد ، نسخه ای از پلی کپی را تصحیح و تکمیل و در این سایت نهادم تا متقاضیان استفاده فرمایند ، که حال از نظر کمٌی حجمی قابل توجٌه امٌا از نظر کیفی فصلی حدود ده درصد از سایت « دودمان آیت اللهی یزدی » را تشکیل می دهد . سایر فعالیتها و فصول عبارتند از :
    - توضیحات لازم بر مطالب پلی کپی
    - تاریخچه دودمان آیت اللهی
    - جغرافیای انسانی دودمان
    - جامعه شناسی دودمان
    - مشاغل تخصصی و پایگاه اجتماعی اعضاء
    - تیره ها ی مردم شناختی
    - تذکره های بزرگان قوم ، و....
    در مقام مالکیٌت تام و تمام این سایت متاسفانه باردیگر مجبور است اعلام کند :
    کپی پیست کردن و حتی اقتباس و انتشار محتویات تمام یا بخشی ازاین سایت برای هرکس و به هر شکل ممنوع میباشد و در صورت مشاهده بدون کوچکترین ملاحظه ای سارق یا سارقان مربوطه را تحت تعقیب قضائی قرار خواهد داد .

    Alireza Ayatollahi


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :