تبلیغات
دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

هرگونه کپی کردن.اقتباس.انتشار تمام یا بخشی از محتویات این سایت به هرشکل ممنوع و قابل پیگیری قضائی است

مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!



 


مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!

بیش از سه دهه ی اوٌل انقلاب به تخصص هایم در آمایش ، برنامه ریزی و اقتصاد فکر کردم و جامعه شناسی ، انسانشناسی ، مردم شناسی و تاریخ شفاهی برایم عشق و سرگرمی بودند . با این وجود هیچگاه در این حوزه هم سهل انگاری نکردم . در تاریخ شفاهی در باره یک موضوع به نقل ها و روایات متعدد و هرچه بیشتر نیاز است و نمیتوان به یک نقل قول روایت کرد . بنابر این موضوعی را که فقط از یکی از عموهایم شنیده ام در اینجا میآورم تا ببینم قول دیگری هم آن را تائید می کند یا خیر .

عمویم می گفت یکی از روحانیان بزرگ یزد که مقام آیت اللهی داشت ؛ با روی کار آمدن رضا خان و تنزل تدریجی جایگاه روحانیت در دستگاه حاکمه یزد ، و پرداخت وجوهات از سوی مردم ، بخصوص به وی که پدر در پدر خراسانی بود و روحانیان خراسانی یزد معمولا" خود را وابسته به حکٌام می دانستند ؛ و از آنجا بود که خود و طلٌابشان کسب معاشی قابل توجٌه می یافتند ، برای حفظ و توسعه ی جایگاه خود ، برای آیت الله العظمی آقا سید یحیی پیغام فرستاد که سهمی برای حوزه ی من قائل شوید که میخواهم تعدادی طلبه هم از قم و اصفهان به یزد بیاورم ...

آقا آسید یحیی فرموده بودند که مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟! ؛ همین عدٌه موجود هم نمیتوانند به درستی امرار معاش کنند و خدای ناخواسته ممکن است منحرف شوند ؛ پرداخت از بیت المال به آنها هم حدٌی دارد ... حال آنکه در حال حاضر قاضی و وکیل و ...و طبیب و ... کم داریم ؛ آیا در حوزه ی شما این نیاز های خلق الله تدریس می شود ؟.

عمویم می گفت بنابر همین اعتقاد آقا آسید یحیی از زمان مشروطیت بود که برخی از نوه ها و حتی فرزندان آقا سید یحیی به علوم جدید برای رفع نیاز مردم کشیده شدند که از جمله وارد امور وکالت ، قضاوت ، سردفتری ، طبابت و.... شدند و از آنجمله نوه ی ارشدشان ، آقا سید طاهر آیت اللهی ، که با آنهمه هوش و ذکاوت میتوانست یک آیت الله العظمی شود ؛ با وجود تحصیلات حوزوی ، ادامه تحصیل در حوزه علمیه یزد و اصفهان را رها کرد و در تهران به تحصیل دندانپزشکی پرداخت ...



  • نظرات() 
  • آقا سید محمد آیت اللهی – بازرگان

     

    روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (2)

    آقا سید محمد آیت اللهی – بازرگان

    آقا سید محمدبن آقا سیٌد محمد صادق بن آقا سید رضا بن آقا سید حسن بن آقا سید محمد بن آقا سید جعفربن  آقا سید ابراهیم ، از احفاد شاه چراغ شیراز و از سادات موسوی ، متولد 1286 (1) هجری خورشیدی گرچه تا حوالی 25 سالگی معمم و ملبس به لباس روحانیت بوده اند ؛ و تحصیلاتی بسیار مترقی در حوزه ی علمیه خان یزد داشته اند ؛ شاید چون پدر و پدر جدٌ خود که هردو اصولا" بازرگان بوده اند ؛ گرایشی به مرجعیت دینیِ مردم بودن و تبلیغ و وعظ و خطابه نداشته اند ؛ و در حوزه مذهب از تجدد گرا ترین و شاید تجدد گراترین حوزویان یزد بوده اند (2) .

    در حوزه فعالیت های اجتماعی از فعٌال ترین و خیٌر ترین ، در حوزه فعالیت های اداری از پاکدست ترین ، و در حوزه فعالیتهای اقتصادی یکی از امانتدارترین و موفق ترین بازرگانان اخلاقی یزد بوده اند .

    گفته می شد که ایشان قریب الاجتهاد بوده اند (3) ؛ و فراست و زیرکی ایشان در علوم دینی به حدٌی بوده است که کمتر طلبه ای طرف مقابل بحث های متداول در حوزه علمیه در برابر ایشان می شده است ؛ و حتی درحوالی  1330 - 1340 که ایشان همچنان مشتاق بحث دینی با سایر حوزویان بوده اند به ندرت روحانی ئی تاب بحث با ایشان را می آورده است ؛ اکثرا" از بحث با ایشان اجتناب کرده ایشان را منور الفکر معرفی می کرده اند .

    با این وجود ایشان که از حوالی 1305 هجری خورشیدی در عنفوان جوانی پدر ارجمند خود را از دست داده و عملا" تکفل برادران و خواهران خردسال خود را داشته اند ؛ عامل اصلی انتخاب رشته حقوق ، در دانشگاه ، و انهم با گرایشاتی کاملا" اسلامی برای دوبرادر کوچکتر خود ، آقا سید علی و آقا سید احمد ، گردیده اند .

    ایشان علاوه بر نزدیکان خود ، سبب اشتغال لااقل بیست سی نفر از اعضاء اصلی و وابسته دودمان آیت اللهی یزدی ، وابستگان دودمان و غیر از ایشان گردیده اند . و خود با وجود آنکه ، ازجمله بین 1320 – 1325 می توانسته اند به مقام های عالی اداری ، به خصوص در شرکت های دولتی ، در یزد برسند با حفظ پاکدستی لازم مشاغل آزاد و در واقع تجارت ( در حوزه ی پارچه – فرش – ادویه و چای -  قند و شکر و.... لاستیک اتوموبیل ) را ترجیح داده اند .

    فرزندان ایشان نیز تقریبا" به تمامی و در مکتب ایشان ، مردمدوست ، مردمدار و از نخبگان سطح خود ( در بازرگانی – خلبانی – مهندسی و معماری و ... ) بشمار می روند .

     (1) ایشان سه – چهار سال از پدر نگارنده ی این سطور بزرگتر و به این اعتبار متولد حوالی 1281 – 1282 هجری خورشیدی بوده اند ...

    (2) جلساتی مداوم از زمان قیام ملٌی وجود داشته است که از جمله ی اعضای اصلی آن آقا سید علیمحمد وزیری – آقای افصح زاده – آقا سیدمحمد آیت اللهی ( مگر در زمانی که در اصفهان سکونت داشته اند ) – آقا میرزا جواد آیت اللهی – احمد آقا علیین ( بازرگان ) – آقا میرزا محمد آیت اللهی ( در سالهائی که در یزد سکونت داشته اند ) – آقا جعفر آقا آیت اللهی – و.... بوده اند ؛ که حتی گاه آقا سید علی اکبر موسوی و آقا ابوالحسن حائری زاده ، سیاستمداران مشهور آن زمان در ایران ، زمانی که به یزد می آمده اند در آن شرکت می کرده اند . این جلسه که در حوالی 1330 به میهمانی ناهار دوره ای بین آقا سید محمد – آقا میرزا جواد – احمد آقا و آقا جعفر آقا و گاه نفراتی دیگر منحصر شده بود را به یاد می آورم و محبٌت بسیار زیاد ایشان را که تصوٌر میکردم لابد خود فرزندی ندارند ....

    (3) آقا سید محمد آیت اللهی پس از فروپاشی حوزه علمیه یزد و ازدواج با خانم کوچکزاده ، بین 1315 و 1320 ؟ در اصفهان ساکن و شاغل بوده اند و احتمالا" چون بسیاری از اعضاء دودمان آیت اللهی یزدی از آقا سید ابوالحسن اصفهانی جواز اجتهاد داشته اند ؟ . البته ایشان در پی جواز نبوده اند و بفرض کسب جواز هم آنروزها مجوز اجتهاد چون امروز یک ملاک بزرگ روحانیت محسوب نمی شده است .  



  • نظرات() 
  • آقا شیخ محمد آیت اللهی ، فرزند آقا شیخ علی فیروز آبادی

     

    روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (1)

    آقا شیخ محمد آیت اللهی ، فرزند آقا شیخ علی فیروز آبادی

    متولد 1316 قمری / 1278 خورشیدی ؟

    تحصیلات حوزوی را در یزد داشته اند

    طی مذهب زدائی های رضا خانی به سوی نهادهای اداری – مذهبی دولتی جذب شده با عنوان ریاست دفتر دادگستری یزد مشغول ، و بالاجبار مکلٌا گردیده اند .

    در زمان ریاست ایشان ، دفتر دادگستری یزد نقش بسیار مهمتری داشته است

    بنا به نقش تمرکزی دفتر و روحیه دینی – اخلاقی – نیکوکاری و باصطلاح کسب ثواب و حسنه ، بسیاری از دعاوی را در همان دفتر دادگستری یزد رتق و فتق کرده فیصله می داده اند ؛ چنانکه غالبا" پرونده ای تشکیل نمی شده است .

    در سالخوردگی بیماری مزمن ریه از فعالیتهای ایشان کاسته است

    تعلق خاطر ایشان به مسؤولیت دینی و روحانیت چنان بوده است که پیشوند شیخ را به نام فرزندان ذکور خود اضافه می نموده اند ؛ و فرزندانی مذهبی به جامعه هدیه کرده اند که مشهورترینشان آقا شیخ علی آیت اللهی روحانی ، واعظ ، سخنران مشهور و خطیب و دبیر فرهنگ یزد بوده اند .

    فرزند ذکور سوٌم ایشان ، جناب آقا شیخ مهدی آیت اللهی ، فرهیخته ادبیات در اصفهان و دبیر نمونه ادبیات در آموزش و پروش یزد با وجود بازنشستگی همچنان به فعالیتهائی اجتماعی می پردازند .

    ایشان در سال 1349 در یزد درگذشته در مقبره اختصاصی جدٌ خود ، آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی به خاک سپرده شده اند .

    روحشان شاد و یادشان گرامی

    ·        این سایت از هرگونه یادداشت تکمیلی در معرفی آن شادروان استقبال کرده بدونِ ، یا با نام نویسنده یادداشت ، در همین بخش میآورد



  • نظرات() 
  • روحانیان مکلٌا از طایفه آیت اللهی یزدی

    آیت الله العظمی جهانگیر خان قشقائی

    روحانیان مکلٌا از طایفه آیت اللهی یزدی


    لباس روحانیت معمولا" یک مُشَخِص یا علامت ممیزه روحانیان از سایرمردم است .

    چنین لباسی متاسفانه در طول تاریخ مورد سوء استفاده ی کسانی قرار گرفته است که بدون داشتن سواد وصلاحیت مربوط به منظور نوعی اشتغال و کسب درآمد ، پرستیژ اجتماعی یا حتی گریز از خدمت اجباری ( خدمت وظیفه عمومی که شامل طلاب علوم دینی نمی شده است ) ، از آن استفاده کرده اند ؛ بخصوص که هرکس وارد حوزه ی علوم دینی می شده است حق مشروع ملبس شدن به لباس روحانیت داشته است ؛ و پس از حتی چند روز ترک تحصیل کرده از لباس روحانیت استفاده می کرده است . لذا جریان مجوٌز لباس روحانیت پوشیدن و بخصوص عمٌامه بسر گذاشتن در حضور جمعی دیگر از روحانیان ، به عنوان شاهد ، به وجود آمده است .

    « طلاب معمولاً پس از اتمام لمعتین - پایان دوره‌ی مقدمات- معمم می‌شوند و لباس روحانیت می‌پوشند. در گذشته بسیاری از همان ابتدای طلبگی ملبس می‌شدند، اما پس از گسترش حوزه‌های علمیه برای مدیریت و نظارت روحانیون، اتمام مقدمات را شرط پوشیدن لباس قرار دادند . ».

    پس از سختگیری های دوران رضاشاه در باره روحانیت شیعه ی دوازده امامی و از جمله به بهانه ی همین سوء استفاده ها کسانی که در آموختن علوم دینی خلوص نیٌت داشته اند حتی با کت و شلوار و کراوات در مدرس بزرگان حاضر شده به تحصیلات خود تا درجات بالا ادامه می داده اند ؛ که :

    -      برخی پس از اخراج رضا شاه از کشور به لباس روحانیت ملبس شده به امور روحانی پرداخته اند .

    -      برخی ملبس شده به اموری دیگر اشتغال یافته اند

    -    

    -     برخی بدون ملبس بودن حتی به تعلیم در حوزه ها اشتغال داشته اند که از همه مشهور تر آیت الله العظمی جهانگیر خان قشقائی – آیت الله ابوالقاسم گرجی – و... حجت الاسلام سید جعفر شهیدی می باشند .

    -      برخی نیزبدون آنکه به لباس روحانیت ملبس باشند و حتی با لباس کت و شلوار و کراوات و کلاه شاپو ، حتی با ریش تراشیده ، در مشاغلی که غیر روحانیتی شناخته می شده است ، نقش دین در جامعه را مستحکم نموده اند

    -

    به دو گروه اخیر « روحانیون مکلٌا » لقب داده اند ؛ مکلٌا دارای مفهوم وسیع تری هم شده است :

    « مکلا در مقابل معمم است. مُعَمَّم یعنی کسی که عمامه بر سر دارد و مُکَلّا واژه‌ی خودساخته از کلاه است، یعنی کسی که کلاه بر سر دارد. این واژه در زمانی رواج یافته است که پوشیدگی سر و کلاه داشتن در میان مردم رواج داشت و اینک بر هر غیر معممی اطلاق می‌شود . »

     

    ( ادامه دارد )



  • نظرات() 
  • ماه ارباب رسالت شده امشب رؤ یت

    /

     

    عید فطر است بیا بوسه نثار دل کن

    روزه هائی که گرفتی همگان را ول کن

     

    بوسه بردل که تمامی همه چون تربت اوست

    آب زمزم شود و خاک دلم را گِل کن

     

    تا که گلزار شود از سر صدق طاعات

    مشک و عنبر بسرشتی و زحالا هل کن

     

    دل اگر مزرعه کاشتن صدق و صفاست

    پس از این صوم و صلاتش تو به حج عجٌل کن

     

    راستی عشق چه عشقی است فراتر از حقٌ ؟

    به ره حق بشتاب و دل ما محمل کن

     

    عجٌل ای یار ! قلم خسته زِ این ریب و ریاست

    در جنٌت بگشا ؛ عبرت بر باطل کن

     

    رمضان بحر عبادات و نزول قرآن

    بسر آمد دل ما را به عطا ساحل کن

     

    ماه ارباب رسالت شده امشب رؤ یت

    عید فطر است بیا بوسه نثار دل کن

     

    علیرضا آیت اللهی 4 تیر 96 . تهران

    /



  • نظرات() 
  • انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه در 1307 – 1308 (4)

    /

     

    انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه 

    در 1307 – 1308 (4)

    معمولا" قانون اگر در راه خدمت به ملٌت باشد در برخی از کشورهای در حال توسعه درست اجرا نمی شود ؛ باصطلاح تبصره بردارش می کنند ؛ و حتی آن را وارونه اجرا می کنند ؛ چه رسد چنین قانونی سیاسیکارانه که مجریانش نیز از بین سیاسیکاران انتخاب شده بوده اند . بیگمان :

    روحانیت یزد به عنوان دارالعباده و شهری سرا پا مذهبی

    حوزه علمیه یزد به دلیل عدم انعطاف مورد انتظار با دولت وقت

    پیروان آقا آسید یحیی که از مجیز گویانِ شایسته ! حکومت رضا شاهی نبوده اند

    دودمان آیت اللهی به عنوان مرکز این جامعه

    از اهداف دین زدائی ، اسلام زدائی ، شیعه زدائی ، روحانی زدائی ، و... در یزد بوده اند ؛ و چنان بوده است که یکی با یک چندم سواد مذهبی و به طور کلٌی استحقاقِ اندک ، حقٌ حفظ لباس روحانیت و فعالیت مذهبی می یافته است امٌا حتٌی مجتهدان آیت اللهی خیر !!! .

    در نتیجه در حوالی 1310 برخی از روحانیان و طلبه های دودمان آیت اللهی در یزد که از اصلاح امور کاملا" نا امید شده اند به صورت تقریبا" اضطرار مکلٌا شده به اموری دیگر چون تجارت ، کسب و کار و خدمات اداری روی آورده با تغییر یا تبدیل لباس باصطلاح « مکلٌا » شده اند ؛ که از آنجمله اند :

    آقا سید علی آیت اللهی . دندانپزشک تجربی . فرزند آیت الله العظمی آقا سید یحیی

    آقا سید طاهر آیت اللهی . دندانپزشک . فرزند آقا سید محمد آیت الله

    آقا سیٌد محمد آیت اللهی . بازرگان . فرزند آقا سید محمد صادق

    آقا شیخ محمد آیت اللهی . رئیس اسبق دفتر دادگستری یزد . فرزند آقا شیخ علی

    آقا شیخ احمد آیت اللهی . سرپرست اسبق اوقاف یزد . فرزند آقا شیخ علی

    آقای شریعت ؟

    آقای جمالی ؟

    آقا میرزا جواد آیت اللهی . سردفتر سابق ازدواج 34 و اسناد رسمی 31 یزد . فرزند حاج میرزا علی

    آقا میرزا محمد آیت اللهی . رئیس اسبق ثبت اسناد و املاک یزد . مدیرکل اسبق ثبت اسناد و املاک خوزستان . مستشار سابق دادگستری آذربایجان شرقی . وکیل سابق دادگستری . فرزند حاج میرزا علی .

    آقا میرزا کاظم آیت اللهی . شاعر و با مسؤولیت سابق در آموزش و پرورش تفت . فرزند حاج میرزا علی .

    آقا شیخ مرتضی آیت اللهی . سردفتر سابق اسناد رسمی شماره 20 یزد . فرزند آقا شیخ عبد الرضا

    آقا شیخ علی اکبر آیت اللهی ؟ دبیر سابق آ . پ ؟ فرزند آقا شیخ عبدالرضا

    و....(1).

    در این میان برخی که بخصوص تعلق بیشتری به روحانیت داشتند به همکاری با دولت در امور دادگستری ، اوقاف ، ثبت اسناد و املاک پرداختند .

    این نیز قابل ذکر است که استخدام بزرگان این گروه فایده ای دوجانبه برای دولت رضا خانی داشت که هم آنان را به طور قاطع از فعالیت های حوزوی دور می سا خت و هم نخبگانی از جامعه را که برخی قریب الاجتهاد هم بودند به خدمت در میآورد 

    (1)                                                                           و یکی از مشاهیر اخیر یزد :

    آقا شیخ علی آیت اللهی . خطیب فرهنگ یزد و مدیر چند دبیرستان . فرزند آقا شیخ محمد . که البته ایشان گرچه فارغ التحصیل دانشکده الهیات بودند بگمان ما فاقد تحصیلات حوزوی بودند و بکار روحانیت نیز به صورتی جدٌی می پرداختند 



  • نظرات() 
  • انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه در 1307 – 1308 (3)

     

    مسجد جامع شاه ولی تفت


    انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه 

    در 1307 – 1308 (3)

    مهاجرت قهری روحانیان یزد به روستا ها

    مهاجرت از محلٌ اصلی فعالیت به عنوان اعتراض به رفتار حکٌام یکی از سننی است که از دیر باز وجود داشته است .

    در زمان سلطنت ظلٌ السلطان ، محمٌد شاه قاجار و اوایل سلطنت ناصر الدینشاه حکٌام بابی بر یزد مسلٌط شده بوده اند ، در بازار شهر برخی از تجٌار و کسبه بزرگ به سوی بابیان گرایشاتی یافته بوده اند ؛ بیم آن می رفته است که نیمه شمالی شهر به تسلط کامل بابیان در آید و ... بابیان حتی جان روحانی اعلم شهر و جانشین بلافصل آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی ، یعنی حاج میرزا علیرضا شریف ، پدرِ پدربزرگ حاج میرزا علی آیت اللهی ( شریف ) ، را تهدید می کرده اند . لذا ایشان با وجود املاک ، محراب و پایگاههائی در نیر و هنزاء با گروهی از خدمه خود به محلٌی چند نفری در شمال شرقی هنزاء ، که راهی صعب العبور داشته است ، بنام بنستان ، مهاجرت کرده اند .

     

    به این ترتیب در زمان سختگیری های رضا شاه بر علیه مذهب و روحانیان در یزد برخی از ایشان به مهاجرت از شهر به روستا ها پرداختند بخصوص که محیط فعالیتی نسبی نیز در روستا ها می یافتند.

    آقا میرزا محمد صادق شریف ؛ و فرزندشان آقا میرزا علی اکبر شریف ( آیت اللهی ) ، داماد خاندان آخوند ملٌا اسماعیل ، به نیر رفتند که آقا میرزا علی اکبر حوالی 1322 – 1323 به یزد باز گشته امام جماعت مسجد سر چم بوده اند .

    آقا سید مهدی فرزند آقا سید یحیی به نصرآباد مهاجرت کرده بعدا" در آنجا محراب خود را به دیگری واگذار کرده اند ...

    آقا شیخ اسدالله بن آقا شیخ هادی در تفت مقیم شده سالها در آن محل دارای مقام مرجعیت دینی مردم و امامت جماعت داشته اند .

    آقا شیخ محمد باقر در هدش مقیم گردیده اند .

    *

    همین مهاجرت و اصولا" ضرورت تبلیغ دین مبین اسلام در روستاهای بزرگ که اکثریت قریب به اتفاق آنان امروز تبدیل به شهر شده اند سبب پراکندگی جمعیت دودمان آیت اللهی یزدی در شهرهای متوسط ، کوچک و روستا های ناحیه یزد شده است چنانکه امروز گاهی می شنویم :

    آیت اللهی تفتی

    آیت اللهی نصر آبادی

    آیت اللهی مزرعه آخوند

    آیت اللهی ده بالائی ( هدشی ) و طزرجانی

    آیت اللهی فیروز آبادی

    آیت اللهی میبدی

    آیت اللهی اردکانی

    آیت اللهی عقدائی

    آیت اللهی اشکذری

    آیت اللهی کذابی *

    البتٌه کذاب و برخی دیگر مقصد روحانیان نبوده اند و انتسابشان در دودمان برحسب یک یا چند وصلت ، بیشتر سببی و آنگاه نسبی است . مقابلا" برخی اصولا" ازناحیه یزد به نواحی خراسان ، فارس ، تهران و ... مهاجرت کرده اند.

    این نوشته نیاز شدید به ویرایش دارد و نویسنده که در همه جا به نقل قول ها ، تاریخ شفاهی و حافظه ی شخصی متکی است از مطلعان محترم استمداد می طلبد .

    ( ادامه دارد انشاء الله )



  • نظرات() 
  • انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه در 1307 - 1308(2)

    امامزاده جعفر یزد

    انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه 

    در 1307 -  1308(2)

    از بخت بد قانون تغییر لباس در زمانی تصویب و ابلاغ شد که حضرت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی به تازگی فوت کرده بودند و :

    -      به دلیل روحیه ی مردمداری و مردمسالاری دینی جانشینی برای خود مشخص نفرموده بودند به این حساب که مدعیان جانشینی باید خودشان نزد مردم مقبولیت لازم را کسب کنند –

    -      مشروعیت مجتهد به مجوٌز اجتهاد نیست بلکه به عمل اوست که آن نیز به نظر مردم نیز بر می گردد

    -      در جریان بحران لازم بود که یکنفر به عنوان اعلم به تمرکز تصمیمگیری های مقاومت در برابر رضا شاه ب÷ردازد یا لااقل مشارکت و شورائی روحانی در اینخصوص به وجود آید که این مهم به دلیل رقابت شبه اختلاف بین فرزند ایشان ، آقا سید محمد آیت الله ، و دوتن از ارشد ترین شاگردان آقا آسید یحیی ؛ یعنی آقا سید احمد مدرس و آقا شیخ احمد علومی در جریان بحران روحانیت تحقق نیافت . و همین امر دوٌمین عامل بزرگ تضعیف سریع و نهایتا" از هم پاشیدگی حوزه علمیه یزد گردید .

    -      سوٌمین عامل انتصاب ضمنی ( یا حکومتی ؟ ) روحانی ئی بزرگ بر حوزه علمیه یزد بود که با وجود کمالات علمی لازم ، همچنان که پدر و جدٌ خراسانیش ، مورد پذیرش دیگران ، و شاید اکثریت قریب به اتفاق مردم شهر ، قرار نگرفت و راه را در عمل بر حذف تقریبا" تمامی آنان دید ! به نحوی که تصمیم به امتحان گرفتن از رقبای خود نمود ! و حتی امامت بزرگان روحانیت دارای مسجد و محراب را مخدوش ساخته رد نمود ! ....

    -      والاتران در همان یزد عملا" خانه نشین شدند (1) و برخی از درجات ÷ائین تر راه مهاجرت به روستا ها را پیش گرفتند و گروهی کثیر هم اصولا" حوزه علمیه را ترک کردند .


    -      عبرت تاریخ روحانیت در یزد و سایر مناطق شیعه نشین ایران و جهان

    ا

    (1(1) آقا سید محمد آیت الله ، فرزند ارشد آقا سید یحیی ، مَدرَسی غیر رسمی در امامزاده جعفر بپا داشتند که مسند مدرس ایشان هم اکنون مقبره ایشان است ؛ و حاج میرزا علی آیت اللهی فعالیت های مذهبی خود را بیشتر به شب ها موکول کرده بودند .....

     (



  • نظرات() 
  • انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه در 1307 - 1308


     

    انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه 


    در 1307 - 1308


     در یکی از متون آمده است :

    « رضاشاه كوتاه فكر، لایحه‌ای را به مجلس داد و مجلس به تصویب رساند كه به قانون تغییر لباس شهرت یافت. در این قانون كه در تاریخ 10 دی‌ماه 1307 ش با 4 ماده به تصویب رسید، همه‌ی مردم موظف به پوشیدن لباس متحد‌الشكل شدند. مجازات متخلفین به جزای نقدی و حبس مشخص شد و 1 فروردین 1308 ش، وقت اجرای آن اعلام شد. در ماده‌ی 2 این قانون طبقات هشتگانه‌ی ذیل از پوشیدن این لباس استثنا شدند:

    1ـ مراجع تقلید؛

    2ـ مراجع امور شرعی دهات در صورت موفق شدن در امتحان؛

    3ـ فقیهان اهل سنت؛

    4ـ امامان جماعت دارای محراب؛

    5ـ محدثین كه از طرف دو نفر مجتهد اجازه‌ی روایت داشته باشند؛

    6ـ طلاب شاغل به تحصیل كه از عهده‌ی امتحان برآیند؛

    7ـ مدرسین فقه و اصول و حكمت الهی؛

     »8ـ روحانیان ایرانی غیرمسلمان.

    ( نگاه کنید به منبع اصلی در اینترنت )

    پس از تصویب این قانون علمای تبریز در مقابل این قانون قیام كردند؛ اما دو مرجع تقلید آذربایجان، آیت‌الله ابو‌الحسن انگجی و آیت‌الله آقا میرزا صادق آقا تبریزی كه اعتراض را رهبری می‌كردند، دستگیر و بلافاصله تبعید شدند

    قصد رضاه شاه ، یا در واقع کسانی که به وی فرمان داده و تحریک کرده اند ، بیگمان تضعیف ، در حد انحلال ، حوزه های علمیه ، به ویژه تضعیف آیات عظام رؤسای حوزه های علمیه ی شیعی چون رقیبانی سرسخت در حکومت بر کشور با پشتیبانی اکثریت قریب به اتفاق مردم بوده است ؛ و یکی از بزرگترین حوزه های علمیه شیعه دوازده امامی در آن زمان در یزد ، بنیانگذاری شده از زمان حکومت فتحعلیشاه توسط شیخ جعفر کاشف الغطاء و آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، و تحت ریاست حضرت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی بوده است که در همان زمان رحلت فرموده بوده اند و انحلال به سختی گریبانگیر جانشینان ایشان شده است .

    (ادامه دارد )   



  • نظرات() 
  • شب قدر ... التماس دعا


    بسم الله الرحمن الرحیم




    و... شب آمرزش گناهان :



    سنٌت بزرگ استغفار به درگاه الهی ...




    التماس دعا



    /



  • نظرات() 



  • Ayatollahi Yazdi, un lignées descendantes . par Alireza Ayatollahi
    اسناد ی متعدد از عصر آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، حدود 200 سال قبل ، در خاندان شریف ، از حاج میرزا علیرضا شریف که نایب آخوند و اعلم عصر خود بوده است و فرزندانش که سلسله وار جانشین آخوند بوده اند ، تا دهه های اخیر باقی مانده در دسترس ما بود ؛ که خاطراتی از بزرگان معمٌر دودمان نیز به آنها اضافه می شد .
    فهرست اسامی هائی از شاخه های خاندان در حوالی سالهای 1335 - 1338 ، دوران اضطرار اقتصاد ایران ، در « جلسه ی فامیلی آیت اللهی های یزد » که تقریبا" به صورت مستمر تشکیل می شد تهیه و تنظیم شده بود وجود داشت که از بعضی مطلع بودیم ؛ و نسخه هائی از برخی از این لیست ها است که در حوالی 1339- 1340 در تشکل تازه ی « جلسه ی آیت اللهی های مقیم تهران »، به منظور شناخت آیت اللهی های یزدی مقیم تهران مورد استفاده قرار گرفته پایه و مایه پلی کپی نسبنامه ، تهیه و تنظیم و تکثیر و انتشار توسط مرحوم مغفور آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی را تشکیل می دهند .
    امٌا با وجود آنکه در زمستان 1355 نامبرده به توصیه ی مرحوم مغفور آقاسید علی آیت اللهی ، وصیٌت کرده بودند که جمع آوری نسبنامه که تا آن زمان نیمی از آن صورت پذیرفته بود بعد از ایشانادامه یابد تا ثلث قرن پس از درگذشت ایشان مورد اعتناء احدی ، به خصوص نزدیکترین خویشانشان ، قرار نگرفته بود مگر یکی دووبلاک که آنهم هرکدام بیش از چند پست معدود نداشتند ؛ و تقریبا" به طورکلٌی فراموش شده بود ؛ حال آنکه برخی نسخه ای از آن را از ینجانب که میدانسته اند در جریان امربوده ام و به همین دلیل چند نسخه دریافت داشته ام طلب می کردند .
    به دلیل ارتباط صد در صد موضوع با یکی از رشته های تحصیلیم که مردم شناسی خویشاوندی باشد ، تخصص و تجربه قبلی ، و قصد مطالعه ی خویشاوندی آیت اللهی های یزد ، نسخه ای از پلی کپی را تصحیح و تکمیل و در این سایت نهادم تا متقاضیان استفاده فرمایند ، که حال از نظر کمٌی حجمی قابل توجٌه امٌا از نظر کیفی فصلی حدود ده درصد از سایت « دودمان آیت اللهی یزدی » را تشکیل می دهد . سایر فعالیتها و فصول عبارتند از :
    - توضیحات لازم بر مطالب پلی کپی
    - تاریخچه دودمان آیت اللهی
    - جغرافیای انسانی دودمان
    - جامعه شناسی دودمان
    - مشاغل تخصصی و پایگاه اجتماعی اعضاء
    - تیره ها ی مردم شناختی
    - تذکره های بزرگان قوم ، و....
    در مقام مالکیٌت تام و تمام این سایت متاسفانه باردیگر مجبور است اعلام کند :
    کپی پیست کردن و حتی اقتباس و انتشار محتویات تمام یا بخشی ازاین سایت برای هرکس و به هر شکل ممنوع میباشد و در صورت مشاهده بدون کوچکترین ملاحظه ای سارق یا سارقان مربوطه را تحت تعقیب قضائی قرار خواهد داد .

    Alireza Ayatollahi


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :