تبلیغات
دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

هرگونه کپی کردن.اقتباس.انتشار تمام یا بخشی از محتویات این سایت به هرشکل ممنوع و قابل پیگیری قضائی است

مادر !

در تجلیل از یک مادر نمونه

 

مادر !


بی تو من نیستم

بی تو من :

چیستم ؟

کیستم ؟

آنکه من بوده است تو بوده ای

و حالا نیستم مگر جسمی ، مگر توده ای

روح من با تو است و تو در روح من

امٌا

چگونه می توان روح بود و آنچنان جسم نبود ؟! ؛

تو را ندید ، گونه هایت را و پشت دست هایت را با لب هائی اینچنین تشنه لمس نکرد ؟

وجود من ...

و حالا تو رؤیای منی....

... که باز ببینمت

و باز پشت دستهایت را ببوسم ... و یواشکی بشوخی گاز بگیرم !

و تو لبخند بزنی...

و مرا در باغ شادی و مهربانی به پرواز درآوری

مادر

فراق آن لبخند شیرینت مرا می کشد ..

و نبودنت ؟

سالهاست که کشته است .... *

 

·        بمناسبت بیست و پنجمین سالگرد درگذشت مادرم ، مرحومه بی بی صدیقه آیت اللهی

 علیرضا آیت اللهی . تهران . شهریور 1396

*



  • نظرات() 
  • آیت الله العظمی حاج آقا شیخ فضل الله نوری ؛ که مشروعیت واقعی را به مشروطیت دروغین نفروخت


    فکر می کنم سال 46 یا 47 بود ، مدیر یک ماهنامه ، دکتر حسین آیدین ، که اصولا" پزشک بود ، پس از اینکه نسخه ای برای سرما خوردگیم داد ، خودش هم با داروهای اشانتیونی که بهش داده بودند نسخه را پیچید و همانطور که تکیه کلامش بود و همه را استاد خطاب می کرد ؛ گفت :

    -      یک چیزی برای این شماره ماهنامه زندگی در باره مشروطیت مینویسی که شنبه به من بدهی برای چاپ ؟

    بیست و یکی – دو ساله بودم و بسیار تازه کار . گفتم :

    -      سعی می کنم . تا چه پسند افتد و چه در نظر آید !

    فردایش که جمعه بود در یزد بودم و نزد پدرم . وقتی به پدرم گفتم که میخواهم در باره مشروطیت بنویسم وی که معتقد بود همیشه نویسنده باید موضوع نوشته اش را با بزرگترها در میان بگذارد تا از تجربه ی آنها « مفت و مجٌانی » بهره مند شود ؛ پرسید :

    از کنه جریان مشروطیت خبر داری ؟!

    مرا به شک انداخت ؛ ( و بعدها می گفت مشکل ترین نوشتن در باره سیاست است ؛ چون به ندرت اطلاعاتی که از ماجراهای سیاسی داریم اطلاعاتی باصطلاح دست اوٌل و حقیقی هستند . )

    صبح شنبه که دوباره در تهران بودم به مدیر ماهنامه تلفن زدم که :

    - ببخشید . وقت نکردم !

    او هم گفت حالا آنقدرها هم واجب نبود !

    بعد ها شنیدم پدر بزرگ پدرم ؛ یعنی

     آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی با مشروطیت میانه ای نداشته است و بطور کلٌی معتقد بوده است که :

    -      امنیٌت از هر چیزی بهتر است که مبادا هرج و مرج شود

    -      دخالت بیگانه هم دلیل حق بودن ماجرا نیست ؛ چرا که هیچ دایه ای دلسوز تر از مادر نمی شود . پس : هدف اصلی از این « بلوا » احتمالا" چیز دیگری است که ماجرای مشروطیت در واقع وسیله و بهانه ای برای آن است ....

    -      امروز بسیار خوشحالم که آنروز ننوشتم .

    آنهم شاید به نوعی یک شورش فریبخوردگان بیسواد و کم سواد و بیخبر از همه جا بنام « انقلاب » ! بوده است

     



  • نظرات() 
  • ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (3)

    ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (3)

    درست است که در دهه های 1330 و تاحدودی 1340 کسانی که به کلاه شاپو مکلٌا بودند نزد مردم قشر مرفٌه جامعه ، و باصطلاحِ جهانی « یقه سفید » ، محسوب می شدند (1) امٌا مجموعا" کمتر کسی در ظاهرحاج آقا سید طاهر آیت اللهی یک دکتر در پزشکی و یک ثروتمند می دید . ایشان از زمان اجبار رضا خانی مکلٌا شده بودند و از کت و شلوار و کلاه شاپو استفاده می کردند . بگمانم هیچگاه کراوات نبسته بودند ؛ و با حفظ ریش یا درواقع « ته ریش » (2) ، احتراز از پوشیدن پیراهن یقه انگلیسی ، پوشیدن پیراهن سفید یقه آخوندی و... ، باصطلاح « حفظ ظاهر » می کردند ؛ و وفاداری خود را به روحانیت شیعی – اسلامی نشان می دادند .

    با وجود توانائی مالی کافی به ندرت دیده ام که کت و شلوار نو بر تن داشته باشند . اصولا" رنگ لباس مکلٌاها تا حدود بسیار زیادی به رنگ کلاه شاپو آنان مرتبط می شد (3) که اکثرا" به رنگ طوسی یا قهوه ای بود ؛ و عموما" ساده و بدون نقش استفاده می کردند و به این ترتیب بی اعتنائی خود را به زرق و برق جهان نشان می دادند و قاعده بر این بود که الگوی جوانتر ها قرار داشته باشند . با این وجود به ما نوجوانان و جوانان دهه های 1340 و 1350 کوچکترین ایرادی در لباس و آرایش ظاهری مو نمی گرفتند ؛ و البتٌه تشویق هم نمی کردند .

     

    (1(1) تا به خاطر می آورم آقایان بر حسب لباس به چند گروه عمده تقسیم می شدند :

    -      روحانیان با عمٌامه ، پیراهن یقه آخوندی سفید ، قبا و ردا و لبٌاده و عبا ( غالبا" نائینی ) و نعلین یا گیوه یزدی در تابستان

    -      مکلٌا های اعیان با کلاه شاپو ، کت و شلوار و یقه ی آخوندی یا به ندرت یقه ی انگلیسی و بین آنها هم معدودی با کراوات ، کفش ؛ یا گیوه یزدی در فصول گرم تابستان ، بهار و تاحدودی پائیز .

    -      افرادی غیر روحانی و غیر یقه سفید ، باصطلاح سنٌتی با شال سفید بر سر ( مگر آنکه از سادات باشند ) و قبا و ردا و کفش یا گیوه ی درجه دو

    -      گروهی با عرقچین بر سر و...

    -      گروهی هم که گویا به تدریج زیاد و زیاد تر می شدند سر برهنه ها یا به کنایه ی این که سنٌت شکنی می کنند « مزلٌف » ها که کلاهی به سر نمی نهادند ... و لباس یقه سفید ها را داشتند .

    -      (2) ریش به نوعی نشانه ی میزان روحانیت و تقوا و تقدس دارنده ی آن بود و بنابر این مثلا"

    -      ریش بلند برای حضرات آیات

    -      ریش یک قبضه برای حجج اسلام

    -      ریش کوتاه مثلا" به بلندی دو – سه سانتیمتر برای مقدس ها و بقیه هم در هرحال از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر که در این مورد بیشتر از سایر موارد زیبائی یا آمدن ریش به صاحب آن هم شرط بود و به آن ته ریش می گفتند .

    (2(3) کلاه شاپو بردو نوع بود :

    (3) حصیری سفید رنگ برای فصول گرم

    شاپو که از نمد بود و برحسب مرغوبیت نمد و شکل آن بهترینش مورد استفاده ی یقه سفید ها بود و از انگلیس وارد می شد و درجات متوسط و نامرغوب ترش را لوطی ها و ... استفاده می کردند ؛ و امٌا همیشه سعی بر این بود که رنگ کت و شلوار با رنگ کلاه همآهنگی داشته باشد و از این رو کت و شلوارها بیشتر به رنگ طوسی – فلفل نمکی – قهوه ای تیره و...بطور کلٌی باصطلاح چرکتاب و بدون نقش باشند یا حدٌ اکثر نقش راه راه باریک داشته باشند .



  • نظرات() 
  • دکتر حسین صمصامی : وزارت اقتصاد بی خاصیت شده است


    سرپرست اسبق وزارت اقتصاد در گفت‌وگو با فارس:
    وزارت اقتصاد بی‌خاصیت شده است/ سه چالشی که وزیر آینده باید برای آنها راه‌حل داشته باشد

    سرپرست سابق وزارت اقتصاد گفت: تشکیل «بانک­‌های اطلاعات اقتصادی» و اشراف بر عملکرد اقتصاد کشور از ابزارهای لازم اعمال قدرت این وزارتخانه است ولی هر وزیری بخواهد به سمت آن برود با مخالفت جدی مواجه خواهد شد.

    1396/05/07 - 00:14:00



  • نظرات() 
  • ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (2)

     

    ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (2)

    مدیریت اجتماعی حاج آقا سید طاهر آیت اللهی در عین تواضع ، مثالی از یک خدمتگزاری اجتماعی بدون توقع و به اصطلاح یزدیان بی منٌت است ؛ ایشان که تقریبا" هیچگاه در بحث های سیاسی مشارکت نمی کردند و این خود دلیلی بر عدم قدرت طلبی شان می شود در دهه های 1340 و 1350 نزد اکثر بزرگان دودمان آیت اللهی یزدی بزرگ طایفه محسوب می شدند ؛ و امٌا نه تنها هرگز این عنوان را برای خود نمی پسندیدند بلکه در موارد تصمیمگیری های فامیلی و طایفه ای نیز حتما" با چند نفر از دیگر بزرگان  طایفه ، و بخصوص افراد متخصص و مرتبط با موضوع مورد تصمیمگیری مشورت می کردند (1) .

    در کتابهای تاریخ ایران بزرگترین واحد خویشاوندی قدیم در این کشور را « ایل » می خوانده اند که به چند « قوم » و هر قوم به چند « طایفه » و « تیره » .... تقسیم می شده اند . دودمان را معمولا" در باره ی خویشاوندی بزرگان ؛ مثلا" پادشاهان بکار می برده اند که غالبا" بسیار وسعت می یافته معنائی معادل ایل دارد . امٌا ایل معمولا" به یک جامعه متحرک اطلاق می شده است که اکثرا" هم به امور دامداری و نظایر آن اشتغال داشته اند و اطلاق آن به شهر نشینان ؛ بخصوص جماعت فرهیخته و روحانی دور از ذهن می نموده است . شاید از این رو به آیت اللهی های یزدی عنوان دودمان داده اند . می توان خاندان را معادل طایفه شمرد با این تفاوت که اعضاء یک خاندان معمولا" از یک گروه خویشاوند ، و باز تقریبا" همیشه خویشاوندان نسبی است ؛ حال آنکه طایفه می تواند از چندین گروه حتی نه چندان خویشاوند هم تشکیل شده باشد و به این ترتیب گرچه آیت اللهی ها یکدیگر را خویش و « قوم » خود می شمردند خود را یک طایفه می دانستند که در آن ورود ادبیات غربی گاه به خاطر داشتن اکثریتی از نام فامیلی مشترک از اصطلاح فامیل ( که در واقع به معنی خانواده است ) استفاده می کردند ؛ و البته داشتن نام فامیلی آیت اللهی دلیلی بر انتساب دارنده ی این نام به آیت الله العظمی موسوی یزدی ، از خاندان ها و تیره های روحانی ، و حتی در مواردی ممتاز از سایرین ؟ بود .

    بنا به تاریخ شفاهی و به صورتی طبیعی آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی نخستین رئیس این دودمان شمرده می شود و به ترتیب فرزندان ذکور ارشدش :

    حاج آقا شیخ محمٌد عقدائی یزدی (1)

    حاج آقا شیخ مهدی عقدائی یزدی

    آقا شیخ اسماعیل عقدائی یزدی

    و آنگاه ، و تا حدودی همزمان ، داماد آقا شیخ مهدی : آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی که لقب « آیت الله » ایشان سبب اصلی نام خانوادگی گروهی عظیم از احفاد آخوند ملٌا اسماعیل و نیز احفاد والد ماجد شان می باشد . سپس :

    آیت الله آقا سید محمٌد آیت الله (2)

    (1) بنا به گفته هائی پراکنده و ظواهر مطالعات تاریخی ، فرزندان آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی در زمان رحلت وی خردسال بوده اند و در غیاب عمویشان و باحتمالی پدربزرگشان که بیشتر در منطقه ی عقدا – فیروز آباد و میبد به دور از یزد بوده اند ، قیمومیت ایشان برعهده ی حاج محمد ابراهیم شریف ، که باز بنا به تاریخ شفاهی به احتمال بسیار دائی آنان بوده است ، و فرزندش حاج میرزا علیرضا شریف ، اعلم زمان و جانشین دوم آخوند ملٌا اسماعیل در یزد ، بوده است . متاسفانه بعضی که در برخی از موارد به تاریخ شفاهی استناد می جسته اند در مواردی ، و بنا به ارتباطات مثبت و منفی اجتماعی – فامیلی خود ، ارزشی برای بخش هائی از تاریخ شفاهی قائل نمی شدند ؛ که لااقل شنیده هائی مشهور و به صورت قول جمعی را نقل کنند همچنان که نام امیر اصلان خان را به فقط اصلان خان تبدیل کردند ! و باور نداشتند که وی از مردان بزرگ عصر و دوره ی خود بوده باشد .

    (2) بی بی رباب آیت اللهی ، دختر ارشد آیت الله العظمی آقا سید یحیی و نوه ی ارشد آقا شیخ مهدی نقل می کردند که آقا شیخ مهدی گرچه اعلم بر برادر خود آیت الله العظمی آقا شیخ جعفر عقدائی یزدی نبودند امٌا از جهت تقدم سنٌی و شمٌ مدیریت رئیس احفاد آخوندملٌا اسماعیل محسوب می شدند ؛ امٌا آقا شیخ اسماعیل ، که زیاد هم در مسافرت بودند و بیشتر به عقدا مسافرت می کردند عملا" ریاست را به شوهر خواهر ارشد خود ، آقا سید یحیی که علاوه بر اعلمیت مدیریتی کم نظیر داشتند سپردند . فرزند ارشد آقا سید یحیی ؛ یعنی آقا سید محمد آیت الله ، نسب از دو سو میبردند و علاوه بر اینکه فرزند ذکور ارشد آقا سید یحیی و دارای شمٌ مدیریت بودند از طرف مادری نیز نوه ی آقا حاج شیخ مهدی بودند و به این ترتیب رئیس بلامنازع قوم محسوب می شدند و مدیریت خود را بر آیت اللهی ها اعمال می کردند . آنگاه نوبت به فرزند ذکور ارشد آقا سید محمد آیت الله ؛ یعنی آقا حاج سید طاهر آیت اللهی رسید که ایشان نیز از طرف مادر نوه ی ذکور ارشد آقا شیخ اسماعیل نیز بودند )

     منتهی آقا حاج سید طاهر آیت اللهی به شیوه ای دموکراتیک به احفاد آیت الله العظمی آقا شیخ جعفر نیز ارج نهاده در بسیاری از موارد با حاج آقا شیخ احمد آیت اللهی ( که چون مدتی سرپرستی اوقاف یزد را داشتند به حاج آقا شیخ احمد اوقاف هم شهرت داشتند ) ، از احفاد آقا شیخ جعفر ، همفکری و همکاری می نمودند .



  • نظرات() 
  • ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی

    *

    ( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی


    حاج سید طاهر آیت اللهی ، فرزند آیت الله آقا سید محمٌد آیت الله بن آیت اللٌه العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی .

    از طرف مادر : فرزند بی بی خاتون بنت آقا شیخ اسماعیل بن آقا حاج شیخ مهدی بن آقا حاج شیخ محمد بن آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی .

    داماد آقا سید مهدی آیت اللهی و با جناق آیت الله العظمی آقا حاج شیخ جلال الدین آیت اللهی تفتی

    متولد 1322 قمری / 1282 خورشیدی ؟ که به قولی در حوالی 1300 خورشیدی ازدواج کرده اند

    از طلٌاب بسیار ممتاز حوزه ی علمیه یزد به مرکزیت حوزه ی علمیه خان در اواخر قرن سیزدهم خورشیدی بوده اند .

    مدیریت حوزه علیه یزد تا حوالی 1347 قمری / 1307 خورشیدی ؟ بر عهده ی پدر بزرگشان ، آقا سید یحیی ، به معاونت آقا سید محمد آیت الله ، آقا سید احمد مدرس ، آقا شیخ احمد علومی ، و حاج میرزا علی آیت اللهی بوده است که قاعدتا" از استادان ایشان به شمار می روند ؛ و امید بر این بوده است که ایشان در مراحل تحصیلی به مرجعیت و جانشینی پدرِ پدرشان ، آقا سید یحیی نائل آیند .

    امٌا ایشان با وجود ایمان و حتٌی تقدس ، به مدرنیسم معتقد بوده در همان جوانی ( که گفته می شد به کسب جواز اجتهاد نائل آمده بوده اند ) ، ضمن تحصیلات حوزوی در شهر یزد و غیر یزد ، به تحصیلات عالی در رشته دندانپزشکی پرداخته اند ؛ و طبیعتا" با سختگیری های رضا خانی در حوالی سال 1308 خورشیدی تغییر لباس داده مکلٌا شده نزد بسیاری از مردم غرب شهر یزد به دکتر حاج سید طاهر آیت اللهی مشهور شده جزو بنیانگذاران و از اعضاء اصلی نظام پزشکی یزد بوده اند .

    ( ادامه دارد )



  • نظرات() 
  • چرا سالهائی مدید است که ....



    معاون اول رییس جمهور: باید از ظرفیت اقوام مختلف در مدیریت‌ها استفاده شود


    ما : و چرا سالهائی مدید است که از ظرفیت عظیم خیل فرهیخته و شایسته ی دودمان آیت اللهی یزدی در مدیریت ها استفاده نمی شود ؟



  • نظرات() 
  • مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!



     


    مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!

    بیش از سه دهه ی اوٌل انقلاب به تخصص هایم در آمایش ، برنامه ریزی و اقتصاد فکر کردم و جامعه شناسی ، انسانشناسی ، مردم شناسی و تاریخ شفاهی برایم عشق و سرگرمی بودند . با این وجود هیچگاه در این حوزه هم سهل انگاری نکردم . در تاریخ شفاهی در باره یک موضوع به نقل ها و روایات متعدد و هرچه بیشتر نیاز است و نمیتوان به یک نقل قول روایت کرد . بنابر این موضوعی را که فقط از یکی از عموهایم شنیده ام در اینجا میآورم تا ببینم قول دیگری هم آن را تائید می کند یا خیر .

    عمویم می گفت یکی از روحانیان بزرگ یزد که مقام آیت اللهی داشت ؛ با روی کار آمدن رضا خان و تنزل تدریجی جایگاه روحانیت در دستگاه حاکمه یزد ، و پرداخت وجوهات از سوی مردم ، بخصوص به وی که پدر در پدر خراسانی بود و روحانیان خراسانی یزد معمولا" خود را وابسته به حکٌام می دانستند ؛ و از آنجا بود که خود و طلٌابشان کسب معاشی قابل توجٌه می یافتند ، برای حفظ و توسعه ی جایگاه خود ، برای آیت الله العظمی آقا سید یحیی پیغام فرستاد که سهمی برای حوزه ی من قائل شوید که میخواهم تعدادی طلبه هم از قم و اصفهان به یزد بیاورم ...

    آقا آسید یحیی فرموده بودند که مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟! ؛ همین عدٌه موجود هم نمیتوانند به درستی امرار معاش کنند و خدای ناخواسته ممکن است منحرف شوند ؛ پرداخت از بیت المال به آنها هم حدٌی دارد ... حال آنکه در حال حاضر قاضی و وکیل و ...و طبیب و ... کم داریم ؛ آیا در حوزه ی شما این نیاز های خلق الله تدریس می شود ؟.

    عمویم می گفت بنابر همین اعتقاد آقا آسید یحیی از زمان مشروطیت بود که برخی از نوه ها و حتی فرزندان آقا سید یحیی به علوم جدید برای رفع نیاز مردم کشیده شدند که از جمله وارد امور وکالت ، قضاوت ، سردفتری ، طبابت و.... شدند و از آنجمله نوه ی ارشدشان ، آقا سید طاهر آیت اللهی ، که با آنهمه هوش و ذکاوت میتوانست یک آیت الله العظمی شود ؛ با وجود تحصیلات حوزوی ، ادامه تحصیل در حوزه علمیه یزد و اصفهان را رها کرد و در تهران به تحصیل دندانپزشکی پرداخت ...



  • نظرات() 
  • آقا سید محمد آیت اللهی – بازرگان

     

    روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (2)

    آقا سید محمد آیت اللهی – بازرگان

    آقا سید محمدبن آقا سیٌد محمد صادق بن آقا سید رضا بن آقا سید حسن بن آقا سید محمد بن آقا سید جعفربن  آقا سید ابراهیم ، از احفاد شاه چراغ شیراز و از سادات موسوی ، متولد 1286 (1) هجری خورشیدی گرچه تا حوالی 25 سالگی معمم و ملبس به لباس روحانیت بوده اند ؛ و تحصیلاتی بسیار مترقی در حوزه ی علمیه خان یزد داشته اند ؛ شاید چون پدر و پدر جدٌ خود که هردو اصولا" بازرگان بوده اند ؛ گرایشی به مرجعیت دینیِ مردم بودن و تبلیغ و وعظ و خطابه نداشته اند ؛ و در حوزه مذهب از تجدد گرا ترین و شاید تجدد گراترین حوزویان یزد بوده اند (2) .

    در حوزه فعالیت های اجتماعی از فعٌال ترین و خیٌر ترین ، در حوزه فعالیت های اداری از پاکدست ترین ، و در حوزه فعالیتهای اقتصادی یکی از امانتدارترین و موفق ترین بازرگانان اخلاقی یزد بوده اند .

    گفته می شد که ایشان قریب الاجتهاد بوده اند (3) ؛ و فراست و زیرکی ایشان در علوم دینی به حدٌی بوده است که کمتر طلبه ای طرف مقابل بحث های متداول در حوزه علمیه در برابر ایشان می شده است ؛ و حتی درحوالی  1330 - 1340 که ایشان همچنان مشتاق بحث دینی با سایر حوزویان بوده اند به ندرت روحانی ئی تاب بحث با ایشان را می آورده است ؛ اکثرا" از بحث با ایشان اجتناب کرده ایشان را منور الفکر معرفی می کرده اند .

    با این وجود ایشان که از حوالی 1305 هجری خورشیدی در عنفوان جوانی پدر ارجمند خود را از دست داده و عملا" تکفل برادران و خواهران خردسال خود را داشته اند ؛ عامل اصلی انتخاب رشته حقوق ، در دانشگاه ، و انهم با گرایشاتی کاملا" اسلامی برای دوبرادر کوچکتر خود ، آقا سید علی و آقا سید احمد ، گردیده اند .

    ایشان علاوه بر نزدیکان خود ، سبب اشتغال لااقل بیست سی نفر از اعضاء اصلی و وابسته دودمان آیت اللهی یزدی ، وابستگان دودمان و غیر از ایشان گردیده اند . و خود با وجود آنکه ، ازجمله بین 1320 – 1325 می توانسته اند به مقام های عالی اداری ، به خصوص در شرکت های دولتی ، در یزد برسند با حفظ پاکدستی لازم مشاغل آزاد و در واقع تجارت ( در حوزه ی پارچه – فرش – ادویه و چای -  قند و شکر و.... لاستیک اتوموبیل ) را ترجیح داده اند .

    فرزندان ایشان نیز تقریبا" به تمامی و در مکتب ایشان ، مردمدوست ، مردمدار و از نخبگان سطح خود ( در بازرگانی – خلبانی – مهندسی و معماری و ... ) بشمار می روند .

     (1) ایشان سه – چهار سال از پدر نگارنده ی این سطور بزرگتر و به این اعتبار متولد حوالی 1281 – 1282 هجری خورشیدی بوده اند ...

    (2) جلساتی مداوم از زمان قیام ملٌی وجود داشته است که از جمله ی اعضای اصلی آن آقا سید علیمحمد وزیری – آقای افصح زاده – آقا سیدمحمد آیت اللهی ( مگر در زمانی که در اصفهان سکونت داشته اند ) – آقا میرزا جواد آیت اللهی – احمد آقا علیین ( بازرگان ) – آقا میرزا محمد آیت اللهی ( در سالهائی که در یزد سکونت داشته اند ) – آقا جعفر آقا آیت اللهی – و.... بوده اند ؛ که حتی گاه آقا سید علی اکبر موسوی و آقا ابوالحسن حائری زاده ، سیاستمداران مشهور آن زمان در ایران ، زمانی که به یزد می آمده اند در آن شرکت می کرده اند . این جلسه که در حوالی 1330 به میهمانی ناهار دوره ای بین آقا سید محمد – آقا میرزا جواد – احمد آقا و آقا جعفر آقا و گاه نفراتی دیگر منحصر شده بود را به یاد می آورم و محبٌت بسیار زیاد ایشان را که تصوٌر میکردم لابد خود فرزندی ندارند ....

    (3) آقا سید محمد آیت اللهی پس از فروپاشی حوزه علمیه یزد و ازدواج با خانم کوچکزاده ، بین 1315 و 1320 ؟ در اصفهان ساکن و شاغل بوده اند و احتمالا" چون بسیاری از اعضاء دودمان آیت اللهی یزدی از آقا سید ابوالحسن اصفهانی جواز اجتهاد داشته اند ؟ . البته ایشان در پی جواز نبوده اند و بفرض کسب جواز هم آنروزها مجوز اجتهاد چون امروز یک ملاک بزرگ روحانیت محسوب نمی شده است .  



  • نظرات() 
  • آقا شیخ محمد آیت اللهی ، فرزند آقا شیخ علی فیروز آبادی

     

    روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (1)

    آقا شیخ محمد آیت اللهی ، فرزند آقا شیخ علی فیروز آبادی

    متولد 1316 قمری / 1278 خورشیدی ؟

    تحصیلات حوزوی را در یزد داشته اند

    طی مذهب زدائی های رضا خانی به سوی نهادهای اداری – مذهبی دولتی جذب شده با عنوان ریاست دفتر دادگستری یزد مشغول ، و بالاجبار مکلٌا گردیده اند .

    در زمان ریاست ایشان ، دفتر دادگستری یزد نقش بسیار مهمتری داشته است

    بنا به نقش تمرکزی دفتر و روحیه دینی – اخلاقی – نیکوکاری و باصطلاح کسب ثواب و حسنه ، بسیاری از دعاوی را در همان دفتر دادگستری یزد رتق و فتق کرده فیصله می داده اند ؛ چنانکه غالبا" پرونده ای تشکیل نمی شده است .

    در سالخوردگی بیماری مزمن ریه از فعالیتهای ایشان کاسته است

    تعلق خاطر ایشان به مسؤولیت دینی و روحانیت چنان بوده است که پیشوند شیخ را به نام فرزندان ذکور خود اضافه می نموده اند ؛ و فرزندانی مذهبی به جامعه هدیه کرده اند که مشهورترینشان آقا شیخ علی آیت اللهی روحانی ، واعظ ، سخنران مشهور و خطیب و دبیر فرهنگ یزد بوده اند .

    فرزند ذکور سوٌم ایشان ، جناب آقا شیخ مهدی آیت اللهی ، فرهیخته ادبیات در اصفهان و دبیر نمونه ادبیات در آموزش و پروش یزد با وجود بازنشستگی همچنان به فعالیتهائی اجتماعی می پردازند .

    ایشان در سال 1349 در یزد درگذشته در مقبره اختصاصی جدٌ خود ، آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی به خاک سپرده شده اند .

    روحشان شاد و یادشان گرامی

    ·        این سایت از هرگونه یادداشت تکمیلی در معرفی آن شادروان استقبال کرده بدونِ ، یا با نام نویسنده یادداشت ، در همین بخش میآورد



  • نظرات() 



  • Ayatollahi Yazdi, un lignées descendantes . par Alireza Ayatollahi
    اسناد ی متعدد از عصر آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، حدود 200 سال قبل ، در خاندان شریف ، از حاج میرزا علیرضا شریف که نایب آخوند و اعلم عصر خود بوده است و فرزندانش که سلسله وار جانشین آخوند بوده اند ، تا دهه های اخیر باقی مانده در دسترس ما بود ؛ که خاطراتی از بزرگان معمٌر دودمان نیز به آنها اضافه می شد .
    فهرست اسامی هائی از شاخه های خاندان در حوالی سالهای 1335 - 1338 ، دوران اضطرار اقتصاد ایران ، در « جلسه ی فامیلی آیت اللهی های یزد » که تقریبا" به صورت مستمر تشکیل می شد تهیه و تنظیم شده بود وجود داشت که از بعضی مطلع بودیم ؛ و نسخه هائی از برخی از این لیست ها است که در حوالی 1339- 1340 در تشکل تازه ی « جلسه ی آیت اللهی های مقیم تهران »، به منظور شناخت آیت اللهی های یزدی مقیم تهران مورد استفاده قرار گرفته پایه و مایه پلی کپی نسبنامه ، تهیه و تنظیم و تکثیر و انتشار توسط مرحوم مغفور آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی را تشکیل می دهند .
    امٌا با وجود آنکه در زمستان 1355 نامبرده به توصیه ی مرحوم مغفور آقاسید علی آیت اللهی ، وصیٌت کرده بودند که جمع آوری نسبنامه که تا آن زمان نیمی از آن صورت پذیرفته بود بعد از ایشانادامه یابد تا ثلث قرن پس از درگذشت ایشان مورد اعتناء احدی ، به خصوص نزدیکترین خویشانشان ، قرار نگرفته بود مگر یکی دووبلاک که آنهم هرکدام بیش از چند پست معدود نداشتند ؛ و تقریبا" به طورکلٌی فراموش شده بود ؛ حال آنکه برخی نسخه ای از آن را از ینجانب که میدانسته اند در جریان امربوده ام و به همین دلیل چند نسخه دریافت داشته ام طلب می کردند .
    به دلیل ارتباط صد در صد موضوع با یکی از رشته های تحصیلیم که مردم شناسی خویشاوندی باشد ، تخصص و تجربه قبلی ، و قصد مطالعه ی خویشاوندی آیت اللهی های یزد ، نسخه ای از پلی کپی را تصحیح و تکمیل و در این سایت نهادم تا متقاضیان استفاده فرمایند ، که حال از نظر کمٌی حجمی قابل توجٌه امٌا از نظر کیفی فصلی حدود ده درصد از سایت « دودمان آیت اللهی یزدی » را تشکیل می دهد . سایر فعالیتها و فصول عبارتند از :
    - توضیحات لازم بر مطالب پلی کپی
    - تاریخچه دودمان آیت اللهی
    - جغرافیای انسانی دودمان
    - جامعه شناسی دودمان
    - مشاغل تخصصی و پایگاه اجتماعی اعضاء
    - تیره ها ی مردم شناختی
    - تذکره های بزرگان قوم ، و....
    در مقام مالکیٌت تام و تمام این سایت متاسفانه باردیگر مجبور است اعلام کند :
    کپی پیست کردن و حتی اقتباس و انتشار محتویات تمام یا بخشی ازاین سایت برای هرکس و به هر شکل ممنوع میباشد و در صورت مشاهده بدون کوچکترین ملاحظه ای سارق یا سارقان مربوطه را تحت تعقیب قضائی قرار خواهد داد .

    Alireza Ayatollahi


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :