دودمان آیت اللهی یزدی dynastie Ayatollahi Yazdi

هرگونه کپی کردن.اقتباس.انتشار تمام یا بخشی از محتویات این سایت به هرشکل ممنوع و قابل پیگیری قضائی است

یاد بود آقا سید علیمحمد آیت اللهی


یاد بود آقا سید علیمحمد آیت اللهی

شصت سال قبل از این ، اوایل اسفند 1335 ، طبق معمول برخی از روزها از بازارچه لب خندق یزد می گذشتم که از دیستان حکمت به خانه برگردم . سال پنجم دبستان بودم . جلوی مغازه آقا سید محمد علی آیت اللهی ، فرزند آیت الله آقا سید جواد بن آقا سید یحیی ، که می گذشتم به ایشان سلام کردم . طبق معمول بسیار به گرمی به من پاسخ دادند . به حدٌی مهریان بودند که دلم می خواست به ایشان سلام بدهم که با آنهمه مهربانی پاسخ بگویند . آن روز به شوخی گفتند : نوه عمٌه ! همین که شب عید می شود به یاد خیٌاط ها می افتی ! . تابستان آن سال سیل مهیبی آمده بود و خسارات سنگینی به ما وارد ساخته بود . بسیاری از مردم یزد از این سیل خسارت دیده بودند . وضع بازارهم بسیار کساد بود . پدرم گفته بودند که ممکن است آن سال کت و شلوار نوروز برایم نخرند ؛ بخصوص که خوب درس نمی خوانم و راست هم می گفتند . جان درس خواندن نداشتم . موضوع را که به آقا سید محمد علی گفتم خندیدند و به شوخی گفتند ؛ به آمیرزا جواد ( پدرم ) سلام برسان و بگو اگر اجازه بدهند من کت و شلوارم را بدهم به تو ! . پدرم هم ایشان را که پسر دائیشان بودند دوست داشتند . یاد روابط فامیلی آن روزها به خیر . وقتی از حدود مغازه ایشان می گذشتم دلم قرص بود که یک حامی در این محلٌه دارم .
من فاتحه برای آن مرحوم خواندم ؛ شما هم خواندید ؟



  • نظرات() 
  • یک تلنگر مستحب در مکروه !



    یک تلنگر مستحب در مکروه !

    شعر گر در انقلاب روی باشد خوی ما ست
    اشک شوق از چشم یک دلجوی باشد جوی ما ست

    اندر این عمق زمستان و سیاهی ، شاعران !
    آرزو های خوشی اندر تک و در پوی ما ست

    انقلاب ارچه ز الله رحیم است و کریم
    انقلاب مردمی هم وجهی از کند و ی ما ست

    پرچم « الله اکبر » را به پا کردیم ، جمع
    یا محمٌد « یا علی » چون تاج بر گیسوی ما است

    لاله ها دادیم تا لاله بکاریم و به باغ
    آوریم هر آن که در عشق خدا همبوی ما ست

    نیٌت خیر تمام خلق اندر راه او
    مردم چشمِ شب اندر طاقی ابروی ما ست

    ما برای خیر جنگیدیم و خوبیها ، حبیب
    چون کلام الله در خیر بشر الگوی ما ست

    جنگ در قاموس ما هرگز نمی گنجید و شرٌ
    سودجوئی های بعضی هم نه در پستوی ما ست

    جنگ خیر و شرٌ دراین دنیا همیشه بوده است
    « انقلابی » که تکاپو می کند همسوی ما ست

    هیچ عالم فاقد شرٌ گشت تا گویم : چه پاک ؟!
    عصمت و پاکی در این دنیای دون آهوی ما ست

    پس نباید آرمانی شد به هر شعری ، عزیز !
    شمع شعر مهر در قاموس حق بانوی ماست

    قلب را باید بشوئی ، چشم را بندی به جزء
    کلٌ عالَم نه فرا سو که همه این سوی ما ست

    نقد کردن از جهانِ ناکسان خیر است ، خیر
    شرٌ تباید کرد ! این بازیچه و این گوی ما ست

    پس بپا خیزیم و بازوئی گشائیم و حریف
    سر بکوبیمش اگر بدخواه بر مینوی ما ست

    کندن هر مو زهر خرس جفاکاری رواست
    بهتر از صدشعر کاین کک ها چرا در موی ما ست

    گو عزیزم آنچه که باید بخیزاند به شام
    صبحگاهان هر جوانی که چنین در کوی ما ست

    گفتن از حق ٌ و تلاش توسعه در راه راست
    این مسیر ما ست ؛ نقدِ صِرف یک تابوی ما ست

    راه بنما ! گر که سیر الحق ٌ تو از این ره است
    ور نه هر شعر سیه تنها ز های و هوی ما ست

    من خودم یک ناقدم در خرده گیری ها شهیر
    لیک این مام وطن هر روز چون زائوی ما ست

    علیرضا آیت اللهی 20 بهمن 95



  • نظرات() 
  • چه خبر از آیت اللهی ها در گرگان ؟


    چه خبر از آیت اللهی ها در گرگان ؟


    جلسه هماهنگی اعضاء هیات پزشکی ورزشی؛

    جهت حضور در جشنواره همگانی استعدادیابی ورزشی گلستان

    اعضا پزشکی گلستان







    به گزارش دفتر گلستان پایگاه خبری تحلیلی پزشکی ورزشی ایران، جلسه هماهنگی اعضاء هیات پزشکی ورزشی استان جهت تجهیزغرفه هیات پزشکی ورزشی درجشنواره همگانی استعدادیابی ورزشی گلستان روز پنجشنبه 14 بهمن ماه در محل دفتر هیات تشکیل شد.

    در این جلسه که با حضور دکترآیت اللهی رئیس، دکترحسینی دبیر، چاه کبوتری نائب رئیس بانوان، عامری مسئول آموزش، نامجو مسئول تغذیه ورزشی، فرهنگی مسئول روانشناسی ورزشی و حسن آیت اللهی مسئول پزشکی مسابقات هیات برگزار شد مقرر گردید جهت تجهیز غرفه هیات اقدامات زیر صورت گیرد:

    تهیه بروشورهای علمی با همکاری مرکز بهداشت گرگان، ارائه خدمات مشاوره تغذیه، ارائه خدمات مشاوره روانشناسی، انجام عمل احیا قلبی ریوی با همکاری دانشکده پیراپزشکی گرگان، تهیه بنر عملکرد هیات، حضور پزشک  جهت ویزیت رایگان، حضور کادر پزشکی مسابقات هیات، انجام تست قند خون، پخش کلیپ عملکرد هیات و صدور کارت بیمه ورزشی ویژه متقاضیان



  • نظرات() 

  • حجت الاسلام آقا شیخ محمد صدوقی : حاشیه های نماز جمعه یزد :
    ........
     پرهیز از تفرقه ورفتارهای عقلانی و به دور از احساسات راه رسیدن به اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی است.
    نمیتوان گفت نقد و انتقاد در جامعه نباشد، اما اگر نقد همراه با توهین و خشونت باشد جامعه را دچار هرج و مرج میکند و این نوع ابراز عقیده نه با معیارهاى تشیع سازگار است نه مبانى جمهورى اسلامى و هر کس به سهم خود باید مانع گسترش آن در جامعه باشد.
    همه ما باید بکوشیم تا با رفتارمان مروج فرهنگ غنى شیعه و اهل بیت باشیم.

    علیرضا آیت اللهی :
    شاید بد نباشد بدانید که حجت الاسلام آقا شیخ محمد صدوقی اگر خود از دودمان آیت اللهی نباشند ( که رسم بوده است اولاد برادر و خواهران آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی را هم جزو این دودمان بیاورند ) از منسوبین این دودمان و نهایتا" خواهر زاده آخوند ملٌا اسماعیل می باشند :
    شیخ محمدبن بنت آیت الله حاج آقا سیٌد روح الله خاتمی بن بنت آیت الله محمد اردکانی بن ملٌا عبدالکریم اردکانی ( مفاخر یزد ص 67 ) خواهر زاده ی ملٌا اسماعیل عقدائی .



  • نظرات() 

  • شب چلٌه هم شب خیرات و مبرٌات بود و چه بهتر از این ؟

    پدرم می گفتند : همان سالی که رضا خان رضا شاه شد آقا بزرگ آسید یحیی پس از نماز شام و خفتن زبان جنباندند که شب چلٌه نزدیک است ؛ به فکر فقرا هم باشیم ...
    مادر بزرگم که دختر ارشد آقا آسید یحیی بودند گفتند : آقا هرسال یکی دوهفته به شب چلٌه زبان می جنباندند . خودمان هم می دادیم ... هم آقا می دادند و هم ما
    پدرم ادامه دادند : خوب ، بله ...
    از یکی دو ماه قبل از شب چلٌه بزرگترها از وضع زندگی فقرا و نیازهای آن زمانشان مطلع می شدند ؛ این اطلاعات هم بیشتر توسط نوکر و کلفت ها جمع آوری می شد که یا از خودشان بودند ، یا اصولا" با آنها رفت و آمد داشتند ، یا در هرحال وارد خانه فقرا که اکثرا" هم بیش از یک اتاق اجاره ای یا اجاره مجٌانی بود می شدند و خوب ته و توی زندگی آنها را در می آوردند . مردم خوب می دانستند که چه کسی دروغ می گوید و چه کسی واقعا" محتاج است . به چه کسی باید لحاف داد ( که از همه چیز گرانتر تمام می شد ) به چه کسی لباس و به چه کسی خاکه زغال ...
    روحانیون باصطلاح زبان می جنباندند و ارشاد می کردند و تجٌار هم که در شهر چهل - چهل پنجهزار نفری آن روزگار تعدادشان زیاد نبوده است ؛ همه یکدیگر را می شناختند و با یکدیگر همآهنگ بودند بیشتر به محلٌه مسکونی خود و دهاتی که درآنجا املاک داشتند می پرداختند . توزیع قلمرو خیریه هر تاجر و مالک و حتی روحانیانی چون آقا آسید محمد آیت الله که باصطلاح دستشان به دهانشان می رسید از سالها قبل مشخص شده بود ؛ با اینهمه از اوایل آذر نزد روحانی بزرگ شهر که در آن زمان آقا آسید یحیی بودند نوعی تقسیمات و هماهنگی به وجود می آمد که خانواده ای از چند جا نگیرد و خانواده هائی دیگر باصطلاح سرشان بی کلاه بماند .
    حوالی 1340 :
    « میدان بار » جنوب شرقی میدان شاه جائی بود که چند کامیون خاکه زغال می آوردند و حاجی م ... صاحب میدان مدعی بود که این خاکه زغال ها را ارزانتر به خیرمندان می دهد ( و البته برخی از مستمندان مدعی بودند که دارای خاک بسیار بیشتری است و خلوص سایر خاکه زغال ها را ندارد ! ) . بعضی هیزم (جفنه ) هم می دادند و شنیدم که یکی از تجٌار یزد در حوالی 1340 مقداری نیمسوزهم بین نیازمندان توزیع کرده بود .
    از موقعی که کارخانجات نساجی در یزد دایر شده بود لحاف به قیمت نسبی پائین تری تمام می شد و مستمندان بیشتری صاحب لحاف می شدند . با احداث کارخانه اقبال قیمت نخ پائین آمده بود و کرباس یک لا پهنا هم ، که به رنگ توسی رویه و زیره آن را تشکیل می داد ، ارزانتر تمام می شد . داخل آن هم به جای آنکه پنبه بریزند « پُرز کارخانه » می ریختند . لحافدوز بازارچه مشیری مدعی بود که یک روز ده تا از این لحافها دوخته است ؛ اگر چه کم آجیده کرده است ... گویا حوالی 1345 ، که نگارنده در یزد نبوده است ، تاجری تعدادی پتوی ارزانقیمت هم داده است ...
    لباس هم می دادند ... آن روزها فقرا از گرفتن لباسهای کهنه هم بسیار شاد می شدند ؛ دوران قبل از نفت بود ...
    و شب چلٌه که می شد سعی می کردند به قول خودشان نوک سوزنی هم که شده است شیرینی سقٌ دهان فقرا را بزند . برخی نذر می کردند که در این شب شیرینی بدهند ، گرچه گویا مورد انتقاد و شماتت برخی از روحانیان - سادات شمال و شمالشرق شهر قرار میگرفتند که عید زرتشتیان را ترویج می کنند . یک سال در همین شب چلٌه یا شب یلدا من و مرحوم اخوی بزرگترم صد عدد نان که بین آنها مقداری پشمک گذاشته بودند بین فقرای محله های گودال مصلی - امامزاده جعفر - تخت استاد و .. بخشی از جنوب مصلی پخش کردیم . بخش شمالی مصلی بیشتر از هدایای افشار ها و غضنفر ها استفاده می کردند . یکی از خویشان ما در این شب سورک داده بود . حاج غلامحسین عطار نقل پخش کرده بود ... متوسلیان در آن سال برای شب چلٌه مقدار معتنابهی زلوبیا و گوشفیل پخته بود که معلوم شد سفارشی است برای توزیع کردن ... امٌا پدر بزرگم و برخی دیگر از روحانیان شهر بیشتر به توزیع آش و شولی در این شب یا روز آن معتقد بوده اند ...
    شب چلٌه دیگران را فراموش نکنیم . 



  • نظرات() 
  • محمٌد (ص) راز دارِ آفرینش

    .



    محمٌد (ص) راز دارِ آفرینش


    محمٌد (ص) راز دارِ آفرینش

    به هر خوبی فراتر از ترینش


    چرائی های دنیا گردِ هم شد

    چرا تر از همه بوده در اینش :


    خدا کو ؟. ای خدا گوی خدا جو

    ز هستی ها مرا بگذار بینش


    همه بر سفره ی او گیج و حیران

    نه از حقدوستان ، یا شاکرینش !


    به یاری محمد ( ص) هست امٌید

    که ما گرد یم هم از چاکرینش


    خدایش آفریدی نور از نور

    خدا وند برین تر از برینش


    علیرضا آیت اللهی . 25 آذر 1395




  • نظرات() 
  • حضرت آیت الله آقا سید محمد جواد آیت اللهی


    .
    .
    حضرت آیت الله آقا سید محمد جواد آیت اللهی

    امام جمعه موقت یزد و محققِ والا و ارجمند حوزه علمیه

    کد خبر: 402360 | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۹/۲۴ - ۱۸:۱۱ | سرویس: استان‌ها 44 

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از یزد؛ حجت الاسلام والمسلین سید جواد آیت اللهی در محفل انس با قرآن با بیان تبریک به مناسبت اعیاد پیش رو و فرا رسیدن هفته وحدت : 

    اگر با توجه به آیه ۴۵سوره عنکبوت خداوند را شاهد بر اعمال و رفتار خود بدانیم و اعتقاد و یقین به بودن خداوند متعال داشته باشیم هیچگاه دچار عصیان نخواهیم شد.



  • نظرات() 
  • حاج محمد آقا آیت اللهی در نصر آباد تفت یزد (2)

    نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (11) - 6 

    حاج محمد آقا آیت اللهی در نصر آباد تفت یزد (2)

    برای درک نقش و جایگاه حاج محمد آقا آیت اللهی به عنوان معلم در نصر آباد و مزرعه آخوند شاید لازم باشد اصولا" به وضعیت اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی یزد در آن زمان اشاره شود .
    شهر یزد نیز چون هرجای دیگری دوره های رونق و رکود داشته است . سال 1330 دوره ی رونق آن و حوالی 1340 دوره رکود یا به قول یزدی ها « کسادی بازار » آن بوده است که موج مهاجرت از یزد به تهران را ، در حوالی 1338 - 1342نیز سبب شده و لااقل ده - دوازده خانوار کارگر و کاسب آیت اللهی های یزدی به تهران مهاجرت کرده اند . در همان زمان در آخرین روزهای ریاست خیابانی بر اداره فرهنگ یزد بوده است که وقتی در یک سخنرانی از معلمان جوان روستا ها خواسته است که به دانش آموزان روستائی سخت بگیرند تا تحصیلاتی در سطح شهریان داشته باشند معلمی جوان ( 19 - 20 ساله ) احساساتی شده و با گریه گفته است چگونه ما کوشش بیشتر از کودکانی دبستانی بخواهیم که شاید بدون شام شب و بدون صبحانه به کلاس آمده اند ، روی نیمکت کلاس بند نمی شوند و از ضعف خوابشان می برد ؟! ...
    در چنین شرایطی مرام حاج محمد آقا در سال 1340 تقریبا" به این ترتیب بود :
    - رعایت دقیق احکام اسلامی به عنوان الگوی دانش آموزان
    - رعایت ادب و احترام ، به نحوی که در مزرعه آخوند و نصر آباد در حالی که سایر معلمان جوان شهری روستائیان را « تو » خطاب می کردند ایشان نه تنها « شما » خطاب می کردند بلکه تقریبا" همیشه نزد آنان « پیش سلام » می شده اند ؛ و این پیشسلام شدن ظاهرا" ساده و بی اهمیت در آن زمان در استقرار روابط و تاثیر اجتماعی بسیار مهم بود .
    - رعایت انسانیت : به عنوان مثال بین 1341 - 1344 که من دبرستانی بودم تعدادی قابل توجٌه دفترچه 20 برگ و 40 برگ و کاهی 60 برگ ، و مداد شیرنشان خریده بودند که وقتی من دلیل آن را پرسیدم گفتند بچٌه هائی بی بضاعت هم در مدرسه حضور دارند که من آنها رابه درس تشویق می کنم و به بهانه ی جایزه دفتر و قلم را بهشان هدیه می دهم (1)
    ایشان در دانشسرای مقدماتی و به خصوص از آقایان فخرالدینی و آقا سید علی آیت اللهی آموخته بودند که شرط نخست ادب خشروئی است ؛ و انتقال ادب هم بیشتر از راه محبٌت و تشویق ممکن است و کمتر از راه تنبیه که اکثرا" دیگران پیش می گرفتند :
    از محبٌت خارها گل می شود

    (1) و این درحالی بود که برخی دیگر حتی از گرفتن یک کاسه شیر یا یک کوزه کوچک ماست از روستائیان به عنوان هدیه اباء نداشتند ؛ یا شیر خشکی که هدیه ی بعضی از کشورهای خارجی برای دانش آموزان بود را .... 

    از دبستانهای روستائی نسبتا" اعیانی آن زمان



  • نظرات() 
  • افتخار دودمان آیت اللهی یزدی است که ...






    افتخار دودمان آیت اللهی یزدی است که ...

    همانطور که از صدر اسلام تا ذیل اسلام مکاتبی متفاوت و از همه مهم تر مکتب شیعه و آنگاه از صدر شیعه تا ذیل شیعه مکاتبی متفاوت و از آنجمله مکتب اصولی ( شیعه دوازده امامی ) به وجود آمده است در همین مکتب شیعه دوازده امامی که آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی از نخستین پرچمدارانش بوده است نیز دکترین ها یا مکاتبی مختلف سربر آورده است که برخی چون مکتب امام خمینی (ره) تدوین شده به کتابخانه ها راه یافته اند و برخی دیگر باری به هر تقدیر ادامه ای دارند.
    مکتب آخوند ملٌا اسماعیل با وجود مستندات موجود تدوین نشده است .
    مکتب حاج میرزا علیرضا شریف یزدی ، جانشین جوان و بلافصل آخوند ملٌا اسماعیل ، نیز که گویا نخستین مکتوبش توسط اعضاء قدرتمند یک فرقه در آن روزگار جمع آوری و محو شده است ، پس از آن با وجود مستندات کافی مدوٌن نشده است .
    آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی که در نیمه دوٌم حیاتِ بسیار پر برکت خود در راس امور شرعی یزد ( و برخی از نقاط کرمان ، جنوب خراسان ، و... ) قرار داشته اند ؛ چندان معتقد به مکتوبات نبوده اند ؛ نوشته هایشان را چاپ و منتشر نکرده اند ؛ به آیات تحت تدریس خود ، به این دلیل که مردم باید شما را قبول داشته باشند و نه فقط من ، مجوٌز اجتهاد نمی داده اند ؛ و مکتب ایشان نیز که گویا قرار بوده است توسط فرزندشان آقا سید جواد تدوین شود با شهادت آقا سید جواد در جنگ روحانیان کربلا برعلیه لشکر انگلیس نا فرجام مانده است .
    چرا ما امروز به یاد دکترین ها و از جمله دکترین آقا سید یحیی افتاده ایم ؟
    - چون ایشان رحلت حضرت رسول را در اولویت عزاداری ها می دانسته اند و تا اواخر عمر خود در آن روز ، همچنان که در شب وفات امیر مؤمنان و شب عاشورا ، به منبر می رفته اند .
    بنا به این سنٌت ، پس از ایشان آیت الله ثقة الاسلامی ، حجة الاسلام آقا شیخ احمد علومی ، حجة الاسلام آقا سید احمد مدرس ، و حجة الاسلام آقا سید محمد آیت الله نیز در این روز در بزرگترین مجامع عزاداریِ شهر حضور می یافته اند .
    آقا شیخ غلامرضا کوچه بیوکی نیز در اواسط دهه 1340 در مقام شیخوخیت روحانیان یزد و طبس در بزرگترین مجلس حضور می یافتند تا نوبت برسد به حجت الاسلام شهید محمد صدوقی که در حرمت نهادن به رسول الله و مردمداری خود شهره یزد و تا حدودی تمام ایران بوده اند و...
    ... هیچگاه اجازه نداده اند که افکار و عقاید عوام از هر قشر و مسلک بر اسلام راستین و سلسله مراتب حقیقی آن چیره شود .
    عزاداریهایتان قبول . التماس دعا 



  • نظرات() 

  • .

    امروز و پس از قریب به چهل سال تحقیق برای نویسنده ی این سایت تقریبا" محرز است که آیت اللهی های یزدی از احفاد ندر بیک ، پدر بزرگ نادر شاه افشار می باشند ؛ امٌا بعید می داند که نسب از رضاقلی خان ، پسر نادرشاه ، ببرند و بیشتر به رسیدن نسب این طایفه به پسر عمٌه نادر شاه ، که گویا در عین شجاعت ، مردی بسیار مصلح ، مؤمن و مردمدوست هم بوده است ، گمان دارد ؛ که به این ترتیب نادر شاه خالو بزرگ سرسلسله آیت اللهی های یزدی به شمار می رود . 

    امروز ، دوٌم آذرماه 1395 هجری خورشیدی

    سیصد و بیست و هشتمین سالروز تولٌد 

    منجی بزرگ ایران و ایرانیان

    نادرشاه افشار

    مبارک باد



  • نظرات() 



  • Ayatollahi Yazdi, un lignées descendantes . par Alireza Ayatollahi
    اسناد ی متعدد از عصر آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، حدود 200 سال قبل ، در خاندان شریف ، از حاج میرزا علیرضا شریف که نایب آخوند و اعلم عصر خود بوده است و فرزندانش که سلسله وار جانشین آخوند بوده اند ، تا دهه های اخیر باقی مانده در دسترس ما بود ؛ که خاطراتی از بزرگان معمٌر دودمان نیز به آنها اضافه می شد .
    فهرست اسامی هائی از شاخه های خاندان در حوالی سالهای 1335 - 1338 ، دوران اضطرار اقتصاد ایران ، در « جلسه ی فامیلی آیت اللهی های یزد » که تقریبا" به صورت مستمر تشکیل می شد تهیه و تنظیم شده بود وجود داشت که از بعضی مطلع بودیم ؛ و نسخه هائی از برخی از این لیست ها است که در حوالی 1339- 1340 در تشکل تازه ی « جلسه ی آیت اللهی های مقیم تهران »، به منظور شناخت آیت اللهی های یزدی مقیم تهران مورد استفاده قرار گرفته پایه و مایه پلی کپی نسبنامه ، تهیه و تنظیم و تکثیر و انتشار توسط مرحوم مغفور آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی را تشکیل می دهند .
    امٌا با وجود آنکه در زمستان 1355 نامبرده به توصیه ی مرحوم مغفور آقاسید علی آیت اللهی ، وصیٌت کرده بودند که جمع آوری نسبنامه که تا آن زمان نیمی از آن صورت پذیرفته بود بعد از ایشانادامه یابد تا ثلث قرن پس از درگذشت ایشان مورد اعتناء احدی ، به خصوص نزدیکترین خویشانشان ، قرار نگرفته بود مگر یکی دووبلاک که آنهم هرکدام بیش از چند پست معدود نداشتند ؛ و تقریبا" به طورکلٌی فراموش شده بود ؛ حال آنکه برخی نسخه ای از آن را از ینجانب که میدانسته اند در جریان امربوده ام و به همین دلیل چند نسخه دریافت داشته ام طلب می کردند .
    به دلیل ارتباط صد در صد موضوع با یکی از رشته های تحصیلیم که مردم شناسی خویشاوندی باشد ، تخصص و تجربه قبلی ، و قصد مطالعه ی خویشاوندی آیت اللهی های یزد ، نسخه ای از پلی کپی را تصحیح و تکمیل و در این سایت نهادم تا متقاضیان استفاده فرمایند ، که حال از نظر کمٌی حجمی قابل توجٌه امٌا از نظر کیفی فصلی حدود ده درصد از سایت « دودمان آیت اللهی یزدی » را تشکیل می دهد . سایر فعالیتها و فصول عبارتند از :
    - توضیحات لازم بر مطالب پلی کپی
    - تاریخچه دودمان آیت اللهی
    - جغرافیای انسانی دودمان
    - جامعه شناسی دودمان
    - مشاغل تخصصی و پایگاه اجتماعی اعضاء
    - تیره ها ی مردم شناختی
    - تذکره های بزرگان قوم ، و....
    در مقام مالکیٌت تام و تمام این سایت متاسفانه باردیگر مجبور است اعلام کند :
    کپی پیست کردن و حتی اقتباس و انتشار محتویات تمام یا بخشی ازاین سایت برای هرکس و به هر شکل ممنوع میباشد و در صورت مشاهده بدون کوچکترین ملاحظه ای سارق یا سارقان مربوطه را تحت تعقیب قضائی قرار خواهد داد .

    Alireza Ayatollahi


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :