مدیریت  فامیلی ، قومی ، طائفه ای ، تباری ، خاندانی (3)
شجرة النسب نویسی آیت اللهی های یزدی (8)

جلسات آیت اللهی های یزدی (8).دهه های 1340 و 1350 ؟

مدیریت قوم آیت اللهی (3)

فهرست های اسامی تیره های دودمان آیت اللهی

فهرست هائی که به اصطلاح « با هزار زحمت » توسط گروهی از بزرگان ، و دیگر اعضاء دودمان آیت اللهی در شهر یزد ، اردکان ، اشکذر ، تزرجان ، تفت ، فیروز آباد ، مزرعه آخوند ، میبد ، نصرآباد ، هدش و... تهیٌه شده بودند بنا به ارزش تاریخی ، و سندیٌتی که داشتنداکثرا" هرکدام در چند نسخه کپی یا فتوکپی یا در هرحال تنسیخ شده بودند ؛ و مثلا" فهرست تیره حاج میرزاعلی آیت اللهی و اخویشان حاج میرزاحسن آیت اللهی (1) لااقل در سه نسخه تنسیخ و نزد سه فرزند ارشدشان ، یا لااقل دو تهیٌه کننده ی آن ، وجود داشت ؛ که گویا در همان حوالی1340 - 1341برخی از کپی ها یا حتی برخی از اصل نسخه ها ( مثلا" اصل نسخه ی تیره آقا حاج میرزا حسن مازار ) به تهران منتقل و مورد استفاده قرار گرفته بود :
- گفته می شد که در آن زمان که اطلاعات همه مردم ، به ویژه طوایف مذهبی - روحانی چون قوم آیت اللهی یزد ، که برای حکومت شاهنشاهی شناخته نبود ، اکثرِ چنین لیست ها ئی مورد سوء استفاده ی دستگاه اطلاعاتی نظام شاهنشاهی قرار می گرفته اند ... و به همین دلیل هم برخی از خویشان ، که اتفاقا" کوچکترین نقش سیاسی - اجتماعی هم در جامعه نداشتند ، در نوعی خود بزرگ بینی ؟ ، یا محض احتیاط ، از این که اطلاعات خانوادگیشان نزد دیگران باشد اباء داشتند .(2)
- برخی ، که در اکثر قریب به اتفاق هم از خویشان اصالتا" نسبی و اصالتا" روستائی ، با مشاغل آزاد کارگری و کاسبی بودند ، و به گفته حاج محمود آقا آیت اللهی در واقع آنچنان از خون ملٌا اسماعیل و آقاسید یحیی نبودند ؛ در طمع های متداول کاسبکاران ، امٌا در اینجا با نوعی طمع بسیار غیر اخلاقی در جهت ساخت نوعی پایگاه اجتماعی و شهرت برای خود ، و جذب مشتری به بهانه اعتبار آیت اللهی ها و خویشاوندی با آنها ، بودند ، و حتی چند نفر از جوانان معلم - دانشجوی آن زمان به فکر شراکت در کلاسهای کمک آموزشی ، و کنکور ... بنا بر استفاده از مزیت خویشاوندی افتاده بودند ؛ و به این دلیل برخی از نسخه های فهرست ها در حوالی 1340 - 1341 در تهران مشاهده شده بودند ....
- برخی چون مرحوم آقا سید علی بن آقا حاج سید حسن به این فکر بودند که اعضاء طایفه آیت اللهی یکدیگر را بشناسند ؛ از حال و روز یکدیگر مطلع بوده به اصطلاح هوای یکدیگر را داشته باشند ؛ شاید همین مطلب هم انگیزه اصلی آقا سید ابوالقاسم آیت اللهی در تدوین ( هرچند نیمه کاره و ناقص ، نسبتا" آشفته ، با غلط های بسیار ، و مطالبی تکرار اندر تکرار ... ) نسبنامه باشد .
به اضافه ی این که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نسب بردن از ملٌا اسماعیل و آقا سید یحیی نیز سبب کسب یا افزایش حیثیت و آبروی اجتماعی اعضاء می شده است . 

(1) که معلوم نیست چرا نام ایشان و همسرشان ، که البته فاقد فرزند بودند ، امٌا در فهرست ها وجود داشتند ، در پلی کپی نسبنامه نیامده است ؟! ؛ و این موضوع فرضیٌه اراده ای برای بایکوت اطلاعاتی خاندان شریف ( حاج میرزاعلی آیت اللهی - آقا میرزا علی اکبر آیت اللهی که در شجره نامه اجدادشان  به اقوالی تا حاج عزیز چیت ساز ، پدر همسر ملٌا اسماعیل ، و فراتر از آن ، می رسند ) . 
(2) امروز ، در سال 1394 ، و اصولا" طی دهه های اخیر ، آنطور که پژوهشگر حاضر دریافته است سیستم اطلاعاتی مدونی در باره تمام اعضاء ملٌت وجود دارد که پایه و مایه اش از سازمان ثبت احوال شروع می شود الی ....و از این نظر شاید بسیار کامل تر از اطلاعاتی باشد که یک دودمان بخواهد برای خود داشته باشد یا به خصوص ما انسانشناسان و مردم شناسان بخواهیم که در خدمت به علوم اجتماعی جمع آوری نمائیم .
از 1346 - 1347 شخصا" به این فکر افتادم که اگر قادر به جمع آوری نسخه ای از تمام فهرست اسامی دودمان آیت اللهی نشدم ( که مطمئن هستم احدی شاید حتی به کمک سازمانهای دولتی قادر به چنین کاری نبوده باشد ) ، لااقل مطالعه ای در حوزه انسانشناسی و مردم شناسی روی آنها انجام دهم ؛ به خصوص که آقای ابو القاسم آیت اللهی ، اصولا" فاقد تحصیلات دانشگاهی ، که بعدا" پلی کپی « نسبنامه دودمان آیت اللهی یزدی » را تهیٌه و منتشر کرده است بیشتر متوجٌه علوم قدیمه و به اصطلاح تا حدودی « علم الانساب » بوده است .
امٌا فهرست هائی که با کمال حسن نیٌت و مجاهدت و ممارست بسیار در یزد تهیه شده بودند گویا در تهران 1340 و حوالی آن که مقصد مهاجرت قابل توجٌه گروهی از آیت اللهی ها قرار گرفته بود ، مطمح نظر معدودی از معلم - دانشجویان اقتصادگرا در جهت اهدافی کاسبکارانه قرار گرفته بود ؛ و بعدا" با اتمام تحصیلات دانشگاهی این معدود درتهران ، با بورسیه دولت شاهنشاهی ، در تهران و عودت به یزد به نوعی به فکر رقابت با بزرگان فامیل ؟! ضمن تشکیل « جلسه فامیلی آیت اللهی های شاغل در اداره فرهنگ » و پس از آن تشکیل مؤسسه ای آموزشی ، با آغاز از طریق کلاسهای تقویتی و کنکور ، افتاده بودند که یاد آور همان نظری بود که گویا خون ملٌا اسماعیل و آقا آسید یحیی در رگهای این چند نفر شریان نداشت و در هر حال در اقلیٌت  بود  ... ؟