نادر شاه افشار ، منجی ایران از گستاخی های افغانان به حمایت هندیان در شرق ، ترکمانان در شما و عثمانی ها در غرب

ما به دلیل نقش اصولی روحانیتی آیت اللهی ها که سالهائی مدید مرجع اعظم مذهبی ، یا از مراجع بزرگ ناحیه یزد بوده اند ، از همان اوائل سال 1351 که قصد مطالعه این گروه خویشاوندی را در حوزه مطالعات انسان شناسی - مردم شناسی داشتیم ، عنوان سلسله روحانیتی یا دودمان را برای ایشان مناسب یافته ایم . امٌا آنطور که گفته می شد اطلاق لفظ طایفه بر این گروه خویشاوندی از قدیم الایٌام متداول بوده است ؛ که در عین حال میتواند منظور آن طایفه ای از ایل افشار یا در واقع افشار ها به معنی مجموعه ایلات افشاری بوده باشد .
افشار ها در حال حاضر احتمالا" منشاء نژادی حدود یک پنجم جمعیت ایران را تشکیل می دهند و طبیعتا" به چنین جمعیتی ، که فرضا" قادر به کوچ مشترک نیستند ، لهجه مشترک ندارند ، و... نمی توان عنوان یک « ایل » اطلاق کرد ؛ و شاید مشتمل بر ده ها ایل بشوند که هرکدام به نامی غیر از نام « افشار » خوانده شده اند و می شوند .
آنچه برای نویسنده ی این سطور میقٌن می نماید آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی ، یا پیش از وی پدربزرگش که اصلانخان تبریزی باشد ریشه در ایل افشار ، شعبه قرخلو ، احتمالا" تا حدودی ایل کرمانج که خود با کردها آمیختگی داشته است و نادرشاه افشار نیز از همان گروه خویشاوندی است معرفی کرده اند ، داشته است ؛ و به نظر می رسد که نسب آخوند ملٌا اسماعیل به شخص نادر شاه و به احتمالی بیشتر به پسر عمٌه وی سردار امیر اصلانخان قرخلو که از سرداران بزرگ و از حکٌام عدالت پیشه افشاری بوده است می رسد . پس : 
افشارها :
قرخلوها :
کرمانج ها :
اصلانخان تبریزی ( که به احتمال قریب به یقین همان سردار اصلانخان قرخلو است و فرزندش حاج عبدالملک عقدا را به عنوان محلٌ انزوا و عبادت خود انتخاب کرده است و حتی حومت آنجا را ، که البته برای وی بسیار کوچک بوده است ؛ نخواسته است )
فرزند اصلانخان : حاج عبدالملک
فرزندان حاج عبدالملک : آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی و برادرش ملٌا عبدالله
( ادامه دارد )