روحانیان شهر یزد ازدودمان آیت اللهی یزدی(2)

امروز گفته می شود که سالانه صدهزار پرونده در دادگستری یزد تشکیل می شود ؛ حال آنکه پنجاه سال پیش از این شاید یکهزارم این تعداد هم پرونده تشکیل نمی شده است . مردمان یزد را در همه ی دنیا به عنوان مردمانی خوب (1) ، زحمتکش ، درستکار و به حقٌ خود قانع ، و شهر یزد را علاوه بر دارالعبادگی ، مهد امنیت ایران، می شناخته اند .
آیا این امتیازات تحت تاثیر بزرگانی چون آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی ، بزرگ دودمان آیت اللهی در آن زمان ، نبوده است ؟ آیا در اثر تبلیغات اثر بخش مذهبی در مساجد و منابر و ... نبوده است ؟ نیمی از مبلغین مذهبی آن دوران افتخار آمیز شهر یزد را چنان که آمد ( و بقیه ی آن نیز در یادداشتهای بعدی خواهد آمد ) روحانیان دودمان آیت اللهی تشکیل می داده اند که در یک یا چند موقعیت در خدمت اسلامی و بی غلٌ و غش نزد همشهریان خود بوده اند :
- مرجعیت دینی
- تدریس در حوزه علمیه
- امامت جماعت
- وعظ و خطابه
که البته اکثریت قریب به اتفاق آنان « روضه خوان » نبوده اند و همین وعظ و خطابه ها بوده است که از یزد جامعه ای مطلوب ساخته بوده است . به جز چند نفر بالاجبار ، آنان به روحانیت به دیده یک شغل و یک ممر درآمد نمینگریسته اند ؛ و غالبا" نخستین محلٌ در آمد خود را در قلمرو خرده مالکی ، در کشاورزی و ارتزاق خود و مردم از این راه می دیده اند . شخصا" به خاطر دارم که این روحانیان خود در منزل شخصی یا در مساجد محلٌه هایشان مجلس روضه خوانی بر پا می داشتند ، هرگاه برای دیگران روضه خوانی می کردند به عنوان روضه خوانی برای امام حسین (ع) ، امام علی (ع) ، حضرت فاطمه (ع) و ... هیچگاه دیناری نمی پذیرفتند و نیمی از ایشان اصولا" بابت منبر شب عاشورا و شب قتل امیر المؤمنین علی (ع) حاضر به دریافت کوچکترین وجهی نبودند ... اعیاد را حاضر به روضه خوانی نمی شدند و حقٌ منبر را به عنوان عیدی می بخشیدند ...
- فعالیت در دفتر اسناد رسمی
ایجاد دفاتر اسناد رسمی در ابتدا به شرط دارا بودن درجه ی اجتهاد سردفتر و عملا" تحصیلات حوزوی سایر فعٌالان در دفتر خانه بوده است که نخستین سردفتر در دودمان آیت اللهی در یزد آقا سید محمد آیت الله بوده اند و آنگاه ، در شهر یزد ، نوبت به آقا میرزا جواد ، حاج سد احمد ، آقا شیخ مرتضی و ... ؟ رسیده است (2)

(1) . ضرب المثلی در تهران وجود داشت که « یزدی در همه جا پیدامی شود مگر در جهنٌم »     
(2) به خاطر میآورم دونفر از روحانیان جوان یزدی برای معامله ای به دفتر اسناد رسمی شماره 31 یزد وارد شده بودند و در حضور آقا شیخ مرتضی ، در آن زمان معاون آن دفتر ، که به گفته ی پدرم مقامشان اجلٌ بر معاونت بود ، وارد بحثی مذهبی شده بودند و هیچ یک نمی توانست دیگری را اقناع کند تا به خواست خود آنان آقا شیخ مرتضی ، که مردی باتجربه و بسیار متین و موقر بودند ، وارد بحث شده به فاصله دو - سه دقیقه هردو نفر را ، که ضمنا" معلوم می شد از معلومات حوزوی ایشان شگفت زده شده اند ، اقناع کردند ...