نقش آیت اللهی ها در آموزش ادبیات در شهر یزد (7)
- حاج حسین آقا آیت اللهی (1535) .فوق لیسانس . دبیر ادبیات در یزد و تهران ؛ و همسرشان :
- بانو سکینه خانم آسائی اردکانی . دبیر ادبیات
شاید لازم باشد در مقدمه یاد آوری کنم که ادبیات از ادب می آید و ادب قبل از اینکه آموزش داده شود نزد عموم وجود دارد یا به صورت انتقالی ( درسی ، تحت عنوان آموزش یا غیر از آن ) باید وجود داشته باشد . بزرگترین مردان صحنه ادب یا حفظ و توسعه هنجارهای ( مثبت ) اجتماعی پیامبران هستند و آنگاه دانشمندان و معلمان و... که به همه ی ایشان « بزرگان » می گوئیم و یکی از بزرگان شاخص قوم آیت اللهی یزد مرحوم مغفور آقا حاج شیخ احمد آیت اللهی ( مشهور به آقا شیخ احمد اوقاف ؛ چون ز مانی به عنوان کفیل (1) ، در راس اوقاف یزد قرار داشته اند ) بودند که در طول بیش از نیم قرن از بزرگان صحنه ی مذهب و ادب شهر یزد بودند و چنان با زبان خوش ، نرم و پذیرا به امر به معروف و نهی منکر و سایر بزرگواریهای اجتماعی میپرداختند که نویسنده بسیار به ندرت مشابه آن را مشاهده کرده است : « فعال اجتماعی » ، « مدیر اجتماعی » و بخصوص « مصلح اجتماعی » . این بزرگمرد خانواده و خویشاوندی که میبایست الگوی بسیاری از مردمانِ همسان با ایشان قرار گیرند ؛ ومسلما" الگوی نزذدیکان خود و فراتر از همه فرزندان ذکور متعدد خود قرار گرفته اند که امروز اکثر قریب به اتفاق آنان از بزرگان صحنه ی علم و ادب یزد به شمار می روند ؛ و در این میان فرزند دوم ایشان ، حاج آقا حسین آیت اللهی ( 1566 ) نمونه ای بارز به شمار می رفتند (2) .
متاسفانه اطلاعات ما از ایشان که لااقل دارای فوق لیسانس بوده اند تقریبا" هیچ است و اینکه در کدام دبیرستانه و دانشگاههای یزد و تهران و در چه رشته ای به تدریس چه دروسی اشتغال داشته اند و...
... و منتهی نمی توانستیم از ذکر این مطلب اساسی و نام این بزرگ بگذریم .

(1) چند نفر از آیت اللهی های یزد تا مقام کفالت ادارات آنجا رسیده اند و امٌا به ریاست نرسیده اند . زیرا در دوره پهلوی مقامهای ریاست به بالا علنا" خرید و فروش می شده است و آنان معتقد بوده اند که با خرید پست و گرفتن حقوق و مزایای آن  به حرامخواری می افتند و خسر الدنیا والآخره ...
(2) نیمه های سال تحصیلی 1332 - 33 به عنوان دانش آموز سال دوٌم دبستان دچار افت تحصیلی بودم که ایشان به عنوان « دانشسرائی » یعنی دانش آموزان دانشسرای مقدماتی در نوعی آزمایش تدریس  در دو ساعت پیاپی به کلاس ما آمدند و به حدٌی به همه دانش آموزان و از آنجمله به اینجانب محبٌت و توجٌه و تشویق روا داشتند که از آن به بعد تا مدٌتی نمراتم همیشه عالی بودند .... و از اینجاست که ادب در آموزش را همیشه فراتر از آموزش ادبیات دیده ام ...
پس از آن نیز در تهران چند مرتبه و هر مرتبه به صورتی کاملا" اتفاقی خدمت آن مرحوم رسیده ام و ساعتها همصحبت شده ایم ؛ امٌا نه در مورد فعالیت های خودشان .