( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (2)

مدیریت اجتماعی حاج آقا سید طاهر آیت اللهی در عین تواضع ، مثالی از یک خدمتگزاری اجتماعی بدون توقع و به اصطلاح یزدیان بی منٌت است ؛ ایشان که تقریبا" هیچگاه در بحث های سیاسی مشارکت نمی کردند و این خود دلیلی بر عدم قدرت طلبی شان می شود در دهه های 1340 و 1350 نزد اکثر بزرگان دودمان آیت اللهی یزدی بزرگ طایفه محسوب می شدند ؛ و امٌا نه تنها هرگز این عنوان را برای خود نمی پسندیدند بلکه در موارد تصمیمگیری های فامیلی و طایفه ای نیز حتما" با چند نفر از دیگر بزرگان  طایفه ، و بخصوص افراد متخصص و مرتبط با موضوع مورد تصمیمگیری مشورت می کردند (1) .

در کتابهای تاریخ ایران بزرگترین واحد خویشاوندی قدیم در این کشور را « ایل » می خوانده اند که به چند « قوم » و هر قوم به چند « طایفه » و « تیره » .... تقسیم می شده اند . دودمان را معمولا" در باره ی خویشاوندی بزرگان ؛ مثلا" پادشاهان بکار می برده اند که غالبا" بسیار وسعت می یافته معنائی معادل ایل دارد . امٌا ایل معمولا" به یک جامعه متحرک اطلاق می شده است که اکثرا" هم به امور دامداری و نظایر آن اشتغال داشته اند و اطلاق آن به شهر نشینان ؛ بخصوص جماعت فرهیخته و روحانی دور از ذهن می نموده است . شاید از این رو به آیت اللهی های یزدی عنوان دودمان داده اند . می توان خاندان را معادل طایفه شمرد با این تفاوت که اعضاء یک خاندان معمولا" از یک گروه خویشاوند ، و باز تقریبا" همیشه خویشاوندان نسبی است ؛ حال آنکه طایفه می تواند از چندین گروه حتی نه چندان خویشاوند هم تشکیل شده باشد و به این ترتیب گرچه آیت اللهی ها یکدیگر را خویش و « قوم » خود می شمردند خود را یک طایفه می دانستند که در آن ورود ادبیات غربی گاه به خاطر داشتن اکثریتی از نام فامیلی مشترک از اصطلاح فامیل ( که در واقع به معنی خانواده است ) استفاده می کردند ؛ و البته داشتن نام فامیلی آیت اللهی دلیلی بر انتساب دارنده ی این نام به آیت الله العظمی موسوی یزدی ، از خاندان ها و تیره های روحانی ، و حتی در مواردی ممتاز از سایرین ؟ بود .

بنا به تاریخ شفاهی و به صورتی طبیعی آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی نخستین رئیس این دودمان شمرده می شود و به ترتیب فرزندان ذکور ارشدش :

حاج آقا شیخ محمٌد عقدائی یزدی (1)

حاج آقا شیخ مهدی عقدائی یزدی

آقا شیخ اسماعیل عقدائی یزدی

و آنگاه ، و تا حدودی همزمان ، داماد آقا شیخ مهدی : آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی که لقب « آیت الله » ایشان سبب اصلی نام خانوادگی گروهی عظیم از احفاد آخوند ملٌا اسماعیل و نیز احفاد والد ماجد شان می باشد . سپس :

آیت الله آقا سید محمٌد آیت الله (2)

(1) بنا به گفته هائی پراکنده و ظواهر مطالعات تاریخی ، فرزندان آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی در زمان رحلت وی خردسال بوده اند و در غیاب عمویشان و باحتمالی پدربزرگشان که بیشتر در منطقه ی عقدا – فیروز آباد و میبد به دور از یزد بوده اند ، قیمومیت ایشان برعهده ی حاج محمد ابراهیم شریف ، که باز بنا به تاریخ شفاهی به احتمال بسیار دائی آنان بوده است ، و فرزندش حاج میرزا علیرضا شریف ، اعلم زمان و جانشین دوم آخوند ملٌا اسماعیل در یزد ، بوده است . متاسفانه بعضی که در برخی از موارد به تاریخ شفاهی استناد می جسته اند در مواردی ، و بنا به ارتباطات مثبت و منفی اجتماعی – فامیلی خود ، ارزشی برای بخش هائی از تاریخ شفاهی قائل نمی شدند ؛ که لااقل شنیده هائی مشهور و به صورت قول جمعی را نقل کنند همچنان که نام امیر اصلان خان را به فقط اصلان خان تبدیل کردند ! و باور نداشتند که وی از مردان بزرگ عصر و دوره ی خود بوده باشد .

(2) بی بی رباب آیت اللهی ، دختر ارشد آیت الله العظمی آقا سید یحیی و نوه ی ارشد آقا شیخ مهدی نقل می کردند که آقا شیخ مهدی گرچه اعلم بر برادر خود آیت الله العظمی آقا شیخ جعفر عقدائی یزدی نبودند امٌا از جهت تقدم سنٌی و شمٌ مدیریت رئیس احفاد آخوندملٌا اسماعیل محسوب می شدند ؛ امٌا آقا شیخ اسماعیل ، که زیاد هم در مسافرت بودند و بیشتر به عقدا مسافرت می کردند عملا" ریاست را به شوهر خواهر ارشد خود ، آقا سید یحیی که علاوه بر اعلمیت مدیریتی کم نظیر داشتند سپردند . فرزند ارشد آقا سید یحیی ؛ یعنی آقا سید محمد آیت الله ، نسب از دو سو میبردند و علاوه بر اینکه فرزند ذکور ارشد آقا سید یحیی و دارای شمٌ مدیریت بودند از طرف مادری نیز نوه ی آقا حاج شیخ مهدی بودند و به این ترتیب رئیس بلامنازع قوم محسوب می شدند و مدیریت خود را بر آیت اللهی ها اعمال می کردند . آنگاه نوبت به فرزند ذکور ارشد آقا سید محمد آیت الله ؛ یعنی آقا حاج سید طاهر آیت اللهی رسید که ایشان نیز از طرف مادر نوه ی ذکور ارشد آقا شیخ اسماعیل نیز بودند )

 منتهی آقا حاج سید طاهر آیت اللهی به شیوه ای دموکراتیک به احفاد آیت الله العظمی آقا شیخ جعفر نیز ارج نهاده در بسیاری از موارد با حاج آقا شیخ احمد آیت اللهی ( که چون مدتی سرپرستی اوقاف یزد را داشتند به حاج آقا شیخ احمد اوقاف هم شهرت داشتند ) ، از احفاد آقا شیخ جعفر ، همفکری و همکاری می نمودند .